ارتداد در اسلام
تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن
کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشتهجات و دروس خارج فقه آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّسسرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهلبیت علیهمالسلام را با دیدگاههای افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان میدهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.
ارتداد در اسلام
1331
تلمیذ: آیا به اینها «اهل حق» میگویند؟
استاد: عناوین و اعتبارات زیاد است و انسان نمیتواند به این اطلاقات تمسک کند. صحبت در این است که اگر کسی مانند نصاریٰ واقعاً قائل به الوهیت بود، آنوقت دیگر مسئله فرق میکند. مثلاً روایت چهارم از این باب غلاة را محمدبنعمربن عبدالعزیز کشّی در کتاب رجال خود اینگونه نقل میکند که:
عن سَعدٍ، عن یعقوبَ بنِ یزیدَ و محمدِ بنِ عیسی جمیعًا، عن ابنِ أبیعمَیرٍ، عن هشامِ بنِ سالمٍ، قال سمِعتُ أباعبدِاللَهِ علیه السّلام یقول و هو یُحدِّثُ أصحابَه بحدیثِ عبدِاللَهِ بنِ سَبَإٍ و ما ادَّعیٰ من الربوبیّةِ لأمیرِالمُؤمنینَ علیه السّلام، فقال: «إنّه لمّا ادَّعیٰ ذلک فیه، استَتابه أمیرُالمؤمنین علیه السّلام، فَأبیٰ أن یتوبَ، فأحرَقَه بالنّارِ.»2
- ← «در روایتی از سلیمبنقیس هلالی کوفی، امیرالمؤمنین علیه السّلام اکثر جمعیت مخالفین را از مستضعفین میشمرند و میفرمایند:
و اما کسانی که خدا را به وحدانیت قبول دارند و ایمان به رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله و سلّم آوردهاند و ولایت ما را نشناختهاند، و لکن متمسّک به گمراهی دشمنان ما نیز نشدند، و با ما دشمنی ننمودهاند، و حلالی را حرام و حرامی را حلال نشمردهاند، و به چیزهایی که بین جمیعِ فرَقِ مختلفۀ امت خلافی نبوده است که خداوند به آنها امر کرده عمل نمودهاند، و از همۀ چیزهایی که در بین فرقِ امت، خلاف بوده که آیا خدا امر کرده یا نهی نموده اجتناب ورزیدهاند، و هیچگونه عداوت و دشمنی با ما نکرده، و چیزی را از نزد خود حرام یا حلال ننموده، و در آن چیزهایی که جاهل بوده علمش را به خدا محوّل نموده، و از خود رأی و فتوایی ندادهاند، این افراد اهل نجاتاند.
و این طبقه از مردم بین مسلمان و بین مشرکان، اکثریت افراد را تشکیل میدهند و خداوند به حساب اینها طبق عمل و نیتشان رسیدگی مینماید و آنها اصحاب حساب و میزان و اعرافاند.» - وسائلالشیعه، ج ٢٨، ص ٣٣٦، روایت چهارم از «باب حکمِ الغُلاةِ و القَدَریّة». ترجمه:
«هشامبنسالم میگوید: امام صادق علیه السّلام قضیۀ عبداللَهبنسبا و ادعای ربوبیتِ امیرالمؤمنین علیه السّلام را برای اصحابش بیان میکرد. شنیدم که فرمود: ”وقتی عبداللَه این ادعا را نمود، امیرالمؤمنین علیه السّلام او را توبه داد، اما وی از توبهکردن ابا کرد، پس حضرت او را با آتش سوزاند.“» (محقق)
- ← «در روایتی از سلیمبنقیس هلالی کوفی، امیرالمؤمنین علیه السّلام اکثر جمعیت مخالفین را از مستضعفین میشمرند و میفرمایند:
