اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ارتداد در اسلام

تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن

1٬410
فقه واصول

کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشته‌جات و دروس خارج فقه آیت‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس‌سرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام را با دیدگاه‌های افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان می‌دهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده‌ است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.

سرای جاوید

ارتداد در اسلام

132
  • تلمیذ: بنده با یکی از علمای آنها در مورد این انحراف فکری صحبت کردم و ایشان پاسخ داد که: «من امام‌جماعت آنها هستم و اینها نمی‌گویند علی خداست؛ گرچه کلماتشان طوری است که چنین دلالتی دارد.»

  • استاد: همۀ این عبارات باید مورد دقت قرار بگیرد؛ و ازطرفی روایاتی مثلِ «و قولوا فینا ما شِئتُم»1 را نیز باید در نظر گرفت.

  • تمام اینها یا استضعاف است یا نحوۀ بیان به‌گونه‌ای است که موجب برخی تخیلات می‌شود؛ نظیر این عبارت مرحوم حاج میرزا حبیب‌اللَه خراسانی که می‌گویند:

  • اگر گویی علی عینِ خدا نیست***بگو نیز از خدا هرگز جدا نیست2
  • ایشان می‌خواهند به این کیفیت مقام و عظمت امیرالمؤمنین را در یک عبارت بیان کنند، اما این عبارت برای بعضی موجب شبهه می‌شود؛ چنانچه بیان بعضی از مسائل وحدت وجود موجب می‌شود که عده‌ای قائل به کفر بعضی شوند.

  • خلاصه باید در همۀ این مطالب تأمل کرد و انسان نمی‌تواند بی‌جهت حکم به کفر شخص دهد.

  • تلمیذ: بعضی از اینها نمازجمعه، نماز شب، نماز جماعت می‌خوانند، و «أشهد أن لا إلهَ إلا اللَه»، «أشهد أنّ محمدًا رسول اللَه»، «أشهد أنّ علیًا ولیُّ اللَه» می‌گویند، و با ما هیچ فرقی ازجهت ظاهر ندارند؛ پس چطور می‌توان به کفر آنها حکم نمود؟

  • استاد: همین‌طور است و لذا عرض شد که این افراد مستضعف هستند.3

    1. روح مجرد، ص ٤٠٨:
      «و قال علیه السّلام: إجعَلونا مَخلوقینَ و قولوا فینا ما شِئتُم، فلَن تَبلُغوا!
      ”برای ما پروردگاری را بگذارید تا امور ما به‌سوی او باشد و دربارۀ ما آنچه را که می‌خواهید بگویید!“»
    2. دیوان‌‌حاج‌میرزا‌حبیب‌‌‌خراسانی، ص ٢٢١.
    3. امام‌شناسی، ج ٣، ص ٧٦ (با اندکی ملخص): ←
/ 358