ارتداد در اسلام
تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن
کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشتهجات و دروس خارج فقه آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّسسرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهلبیت علیهمالسلام را با دیدگاههای افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان میدهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.
ارتداد در اسلام
130فلهذا شخص در مرتبۀ اول باید کسی باشد که به مسائل خبیر باشد تا حکم برای او ثبوتاً ثابت شود؛ نه بقالی که تا یک چیزی شنید، قمه را بکِشد و طرف را بکُشد.
بنابراین، این روایت مربوط به مقام ثبوت است. بهصورت کلی بهتر است روایات دستهبندی شوند تا آن روایاتی که مربوط به مقام اثبات یا مقام ثبوت است یا روایاتی که نحوۀ حکم ارتداد در آنها بیان شده، همه مشخص باشد.
روایتی پیرامون حکم منافق در دارالاسلام و دارالتقیه
روایت چهارم یکی از آن روایاتی است که میتواند برای مسائل روز مطرح و مفید باشد:
عن علی بنِ إبراهیمَ، عن محمدِ بنِ عیسی، عن عبدِ الرّحمنِ الأبزاری الکُناسی، عن الحارثِ بنِ المغیرةِ، قال قلت لِأبیعبدِاللَهِ علیه السّلام: لو أنَّ رجلًا أتَی النّبیَّ صلّی اللَه علیه و آله فقال: «و اللَهِ ما أدری أ نَبیٌّ أنتَ أم لا» کان یقبَل مِنه؟ قال: «لا، و لکن کان یَقتُله؛ إنّه لو قَبِلَ ذلک ما أسلَمَ منافقٌ أبدًا.»1
«حارث از امام صادق علیهالسّلام سؤال میکند که اگر کسی نزد پیغمبر میرفت و میگفت: ”واللَه که نمیدانم تو پیغمبر هستی یا نیستی، آیا حضرت از او قبول میکرد (و او را راحت میگذاشت و میگفت: أنتَ و شأنک؛ خودت میدانی؟)“ حضرت فرمود: ”خیر، او را رها نمیکرد و او را از بین میبرد. زیرا اگر هرکسی بیاید و بگوید: واللَه نمیدانم تو پیغمبری یا نه! همۀ مملکت کافر میشود، و هیچ منافقی اسلام نمیآورد.“»
منافقی که اسلام نیاورد، کافر است؛ پس برای برقراری یک توحید ظاهری، وظیفۀ حکومت اسلام این است که جلوی نشر این مسائل را بگیرد.2
- وسائلالشیعه، ج ٢٨، ص ٣٣٣.
- روایتِ باقیمانده از روایاتِ «باب حکمِ الزّندیقِ و المنافقِ و النّاصب» در کتاب وسائل، ج ٢٨، ص ٣٣٣:
روایت پنجم:
«و بإسنادِه عن الحسینِ بنِ سعیدٍ عن عثمانَ بنِ عیسی رفَعَه، قال: کتَب عاملُ أمیرِالمؤمنینَ علیه السّلام إلیه إنّی أصَبتُ قومًا من المسلمینَ زَنادقةً و قومًا من النّصاریٰ زنادقةً. فکتَب إلیه: ”أمّا مَن کان مِن ←
