ارتداد در اسلام
تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن
1٬410
کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشتهجات و دروس خارج فقه آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّسسرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهلبیت علیهمالسلام را با دیدگاههای افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان میدهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.
تهیۀ کتاب از سرای جاوید
ارتداد در اسلام
1291
- ← ارتداد، نیازی به حضور امام علیه السّلام نخواهد بود.
در اینجا ممکن است گفته شود که: در همین ابواب ارتداد نیز روایاتی وجود دارد که امام علیه السّلام مجری حدّ ارتداد را ملامت و بعضاً تنبیه نموده است. مِنبابمثال روایت عبداللَه نجاشی است که به امام صادق علیه السّلام چنین عرضه میدارد: «إنّی قتَلتُ سبعةً مِمَّن یَشتِم أمیرَالمؤمنین؛ من هفت نفر از کسانی که امیرالمؤمنین را دشنام میدادند کشتم.» و حضرت در جواب میفرمایند:
علیک لکلِّ رجُلٍ کَبشٌ تذبَحه بمنًی؛ لأنّک قتَلتَهم بغیرِ إذنِ الإمامِ و لو أنّک قتَلتَهم بإذنه لم یکُن علیک شیءٌ.
«باید بهازای هر مرد گوسفندی را در منا ذبح نمایی؛ چراکه آنان را بدون اذن امام به قتل رساندهای و اگر آنها را با اجازۀ امام کشته بودی، چیزی بر عهدۀ تو نبود.»١٦
در پاسخ به این مسئله باید گفت: این قبیل روایات حاکی از عدم علم و اشراف و خبرویت کامل مجری حد نسبت به شرایط و قیود اجرای آن میباشد. در غیر این صورت میبایست امام علیه السّلام بهجهت انجام چنین خطای عظیمی، بهعنوان قتل نفس عامل آن را قصاص نموده و یا حداقل به پرداخت دیه محکوم نمایند. (محقق)
١) الأمالی، شیخ مفید، ص ٥٣.
٢) دعائمالإسلام، ج ٢، ص ٤٨٠.
٣) الموطّأ، ج ٤، ص ١٠٦٥.
٤ و ٥) سننالدارمی، ج ٣، ص ١٤٧٨.
٦) الکافی، ج ٧، ص ٢٥٨.
٧) منلایحضرهالفقیه، ج ٤، ص ١٠٤.
٨) رجال الکشی، ص ٤٨٢.
٩) عللالشرائع، ج ١، ص ٢٢٧.
١٠) عیونأخبارالرضا علیه السّلام، ج ٢، ص ٨٠.
١١) مستدرکالوسائل، ج ١٨، ص ١٠٦.
١٢) الکافی، ج ٧، ص ٢٦٧.
١٣ و ١٤) تهذیبالأحکام، ج ١٠، ص ٨٦.
١٥) دعائمالإسلام، ج ١، ص ١٨٢.
١٦) نزهةالناظر، ص ١٥٦.
- ← ارتداد، نیازی به حضور امام علیه السّلام نخواهد بود.
/
358
