ارتداد در اسلام
تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن
1٬410
کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشتهجات و دروس خارج فقه آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّسسرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهلبیت علیهمالسلام را با دیدگاههای افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان میدهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.
تهیۀ کتاب از سرای جاوید
ارتداد در اسلام
1281
- ← ترجمه: «محمدبنمسلم از امام باقر علیه السّلام روایت میکند که فرمود: مردی از قبیلۀ هذیل رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله و سلّم را دشنام میداد. این خبر به نبی مکرّم رسید. حضرت فرمود: ”چه کسی این مرد را کفایت میکند؟“ دو مرد از انصار برخاسته و گفتند: ”ما، ای رسول خدا.“ پس حرکت کردند تا به وادی عربة رسیدند و نشانی آن مرد را پرسیدند. او را در بین خانوادهاش یافتند که داشت گوسفندانش را میچرانید. به او سلام نکردند. پرسید: ”شما که هستید و اسمتان چیست؟“ گفتند: ”تو فلانی فرزند فلانی هستی؟“ گفت: ”بله.“ آنان از مرکبشان پیاده شده و گردنش را زدند!
محمدبنمسلم میگوید: به امام باقر علیه السّلام عرض کردم: ”آیا به نظر شما اگر کسی الآن رسول خدا را دشنام دهد کشته میشود؟“ فرمود: ”اگر بر نفس خودت نگران نیستی او را بکش.“»
م. قلتُ لأبیعبدِاللَهِ علیه السّلام: «أیَّ شیءٍ تقولُ فی رجلٍ سَمِعتُه یَشتِمُ علیًّا و تَبَرَّأ منه؟» فَقالَ: «لی هو و اللَهِ حلالُ الدّمِ؛ و ما ألفُ رجلٍ منهم بِرجلٍ منکم، دَعْه.» ١٣
ترجمه: «عبداللَهبنسلیمان میگوید: به امام صادق علیه السّلام عرض کردم: ”چه میگویی در مورد مردی که علی را دشنام میدهد و از وی تبرّی جسته است؟“ حضرت فرمود: ”قسم به خدا در نزد من خون چنین فردی حلال است، اما جان هزار مرد از اینان با یک مرد از شما برابری نمیکند، و لذا رهایش کن!“»
ن. قلتُ لأبیعبدِاللَهِ علیه السّلام: «ما تقولُ فی رجلٍ سَبّابَةٍ لِعلِیٍّ علیه السّلام؟» قال فقالَ: «لی حلالُ الدّمِ و اللَهِ لو لا أن یَغمزَ بریئًا.»١٤
ترجمه: «هشامبنسالم میگوید: به امام صادق علیه السّلام عرض کردم: ”نظر شما در مورد مردی که علی علیه السّلام را بسیار سب و شتم مینماید چیست؟“ فرمود: ”قسم به خدا در نزد من خونش حلال و مباح است، مگر اینکه بهواسطۀ کشتنش فرد بیگناهی متهم به این قتل گردد.“»
از طرف دیگر در روایاتی از اجرای حدود شرعی بدون اذن امام علیه السّلام منع شده است. مِنبابمثال امیرالمؤمنین علیه السّلام در روایتی میفرمایند:
لا یَصلُحُ الحُکمُ و لا الحدودُ و لا الجمُعةُ إلّا بإمام.١٥
«کسی صلاحیت تصدی حکم و قضاوت و اجرای حدود و اقامه نماز جمعه را ندارد، مگر امام یا فردی که امام علیه السّلام او را منصوب نموده باشد.»
در جمع این مسئله باید گفت که از ملاحظۀ عمومات روایات منع مطلق اجرای حدود توسط غیر امام معصوم، و در مقابلْ سایر روایات داله بر وجوب مطلق قتل شخص مرتد، اینگونه استنباط میگردد که روایات قسم دوم، روایات عامۀ قسم اول را تخصیص میزند؛ بنابراین، در اجرای حکم ←
- ← ترجمه: «محمدبنمسلم از امام باقر علیه السّلام روایت میکند که فرمود: مردی از قبیلۀ هذیل رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله و سلّم را دشنام میداد. این خبر به نبی مکرّم رسید. حضرت فرمود: ”چه کسی این مرد را کفایت میکند؟“ دو مرد از انصار برخاسته و گفتند: ”ما، ای رسول خدا.“ پس حرکت کردند تا به وادی عربة رسیدند و نشانی آن مرد را پرسیدند. او را در بین خانوادهاش یافتند که داشت گوسفندانش را میچرانید. به او سلام نکردند. پرسید: ”شما که هستید و اسمتان چیست؟“ گفتند: ”تو فلانی فرزند فلانی هستی؟“ گفت: ”بله.“ آنان از مرکبشان پیاده شده و گردنش را زدند!
/
269
