ارتداد در اسلام
تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن
کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشتهجات و دروس خارج فقه آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّسسرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهلبیت علیهمالسلام را با دیدگاههای افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان میدهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.
ارتداد در اسلام
123معصوم علیهالسّلام ـ طریقیت دارند نه موضوعیت؛ و عالم واقع و نفسالأمر بهجای خود محفوظ است. این مسئلۀ بسیار مهمی است و در باب ولایت فقیه و حکومت اسلامی نیز کارایی بسیاری دارد که آیا حکمِ حاکم موضوعیت دارد یا طریقیت.1
حال این مسئله تنها در بعضی موارد که خود شارع حکم کند، استثنا شده است؛ مانند قضیۀ رؤیت ماه. اگر شما علم دارید و با دو چشم خود ماه را دیدهاید، ولی حاکم بر آخرین روز از ماه رمضان در فردا حکم کند، گرچه صوم بر شما حرام است2 اما اظهار این مطلب نیز خود حرام است. اگر شخص ماه را رؤیت کرد، وظیفۀ شرعی این است که افطار کند، و احترام حاکم و حکومت اسلامی را هم داشته و به کسی چیزی نگوید.
ترتّب احکام و تعیّن موضوعات، براساس نفسالأمر و واقع، یک مبنای مهمّ فقهی است که این مسئله باید مورد توجه قرار گیرد. تمام آنچه از ناحیۀ شرع بهعنوان قضیۀ اثباتیه بیان شده، به عالم ثبوت کاری ندارد، و این مسئله در جمیع ابواب فقه و فروعات، مورد استفاده قرار میگیرد.
همانطور که گذشت، در باب زنا حد مترتّب بر نفس «زنا» است نه «شهادت أربعة عدول»، و «شهادت» صرفاً در مقام اثبات است.3
اما برخی قائلاند که حد مترتّب بر «شهادت» است. بهعبارتدیگر اگر فردی با هزار زن حتی در حکومت امیرالمؤمنین هم زنا کرد ولی شهادتی اقامه نشد، نمیتوان او را حد زد و صرفاً مرتکب گناهی شده است. چنانچه خوردن آب غصبی حرام است و حدی ندارد و فقط باید قیمتش را پرداخت! لذا در باب زنا تنها در
- المصنف، صنعانی، ج ١١، ص ٣٣٥:
«أیُّما أمیرٍ أمَّرتُه علیکم، فأمَرَکم بِغَیرِ طاعةِ اللَهِ فَلا تُطیعوه، فإنّه لا طاعةَ فی معصیةِ اللَهِ.» - رجوع شود به سیرهصالحان، ص ٤٣١.
- جهت اطلاع بیشتر نسبت به این نظریه رجوع شود به تهذیبالأحکام، ج ١٠، ص ٢٠٦ و ٢٠٨ و ٢٠٩؛ الدروس، ج ٢، ص ٤٨؛ الزبدةالفقهیة، ج ٩، ص ٢٦٧، تعلیقه ٨.
- المصنف، صنعانی، ج ١١، ص ٣٣٥:
