ارتداد در اسلام
تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن
کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشتهجات و دروس خارج فقه آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّسسرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهلبیت علیهمالسلام را با دیدگاههای افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان میدهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.
ارتداد در اسلام
115این شرک واقعی و حقیقی در همه وجود دارد: «إنّ الشرکَ لأخفیٰ من نملةٍ سوداءَ فی حَجَرٍ أسودَ فی اللیلةِ المظلمة.»1 مرتد به کسی گفته میشود که اصول ظاهری احکام و حقایق را انکار کند.
تلمیذ: بحرانی با شیخ احمد احسایی بحث میکند و در نهایت حکم تکفیر شیخ احسایی را میدهد. آیا این حکم بر اساس این مطالب صحیح است؟
استاد: خیر. نمیتوانید حکم به ارتداد کنید. البته شهید ثالث است که حکم به تکفیر او میکند.2
روایت اول در باب حکم زندیق و منافق و ناصب، روایتی است که اسنادش از محمدبنیعقوب است و میفرماید:
عن عدّةٍ من أصحابِنا، عن سهلِ بنِ زیادٍ، عن محمدِ بنِ الحسنِ بنِ شمّونٍ، عن عبدِاللَهِ بنِ عبدِ الرّحمنِ الأصَمِّ، عن مِسمَعٍ، عن أبیعبدِاللَهِ علیه السّلام: «أنَّ أمیرَالمؤمنینَ علیه السّلام أُتی بزندیقٍ فضرَب عِلاوتَه، فقیل له: ”إنّ له مالًا کثیرًا فَلمَن تَجعَلُ مالَهُ؟“ قال: ”لوُلدِه و لورثتِه و لزوجتِه.“»3
روایت دوم:
و بهذا الإسنادِ أنَّ أمیرَالمؤمنینَ علیه السّلام کان یحکُم فی زندیقٍ إذا شَهِد علیه رجُلانِ عَدلانِ مَرضیّانِ و شَهِد له ألفٌ بالبراءةِ جازَت شهادَةُ الرّجلینِ و أبطَلَ
- تفسیر القمی، ج ١، ص ٢١٣:
«إن الشِّرکَ أخفی من دَبِیبِ النَّملِ علی صَفاةٍ سوداءَ فی لیلَةٍ ظلماءَ.» ترجمه:
«شرک از حرکت مورچه بر تخته سنگی سیاه در شبی ظلمانی مخفیتر است.» (محقق) - قصص العلماء، تنکابنی، ص ٤٢.
- وسائلالشیعه، ج ٢٨، ص ٣٣٢. ترجمه:
«از امام صادق علیه السّلام روایت شده است که زندیقی به نزد امیرالمؤمنین علیه السّلام آورده شد و آن حضرت گردنش را زدند. عرض شد: ”این مرد مال بسیاری دارد؛ مالش را برای چه کسی قرار میدهی؟“ حضرت پاسخ فرمود: ”برای فرزندان و وارثان و زوجهاش.“» (محقق)
- تفسیر القمی، ج ١، ص ٢١٣:
