ارتداد در اسلام
تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن
کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشتهجات و دروس خارج فقه آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّسسرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهلبیت علیهمالسلام را با دیدگاههای افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان میدهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.
ارتداد در اسلام
111عن الإسلامِ، و السارقُ بعدَ قطع الیدِ و الرِّجلِ.»1
تلمیذ: منظور از «الذی یُمسِک علی الموت» کیست؟
استاد: شخصی که کسی را میگیرد، و دیگری گردن او را میزند و شریک در قتل میشود.
روایت چهارم:
عن أبیعبدِاللَه علیه السّلام، قال: «المرتدُّ یُستَتاب فإن تابَ و إلّا قُتل، و المرأةُ تُستَتاب فإن تابت و إلّا حُبِست فی السّجنِ، و أُضِرَّ بها.»2
روایت پنجم:
قضیٰ أمیرُالمؤمنین علیه السّلام فی ولیدةٍ کانت نصرانیّةً فأسلمت و ولَدت لسَیّدِها. ثمّ إنّ سیّدَها مات و أوصیٰ بها عَتاقَةَ السُّرّیّةِ علیٰ عهد عمر. فنکَحت نصرانیًا دَیرانیًا و تنصّرت. فولَدت منه ولدَین و حَبِلت بالثالث. فقضیٰ فیها أن یُعرضَ علیها الإسلام، فعُرِض علیها الإسلام فأبَت.
فقال: «ما ولَدت من ولَدٍ نصرانیًا، فهُم عبیدٌ لأخیهم الّذی ولَدت لسَیّدِها الأول. و أنا أحبِسها حتی تضَعَ ولدَها، فإذا ولَدت قتَلتُها.»3
- همان، ص ٣٣١. ترجمه:
«از امام صادق علیه السّلام روایت شده است که فرمود: ”کسی در زندان تا ابد حبس نمیگردد مگر سه گروه: کسی که شخصی را میگیرد که دیگری او را بکشد، و زنی که از اسلام برگردد، و سارقی که بعد از قطع دست و پا دزدی میکند.“» (محقق) - همان. ترجمه:
«از امام صادق علیه السّلام روایت شده است که فرمود: ”مرتد توبه داده میشود، اگر توبه کرد از وی پذیرفته میشود و اگر توبه نکرد کشته میشود. و زن مرتد نیز توبه داده میشود، اگر توبه کرد از وی پذیرفته میشود والاّ در زندان حبس گردیده و سختی داده میشود.“» - همان. ترجمه:
«امیرالمؤمنین علیه السّلام در مورد کنیزی نصرانی که مسلمان شده و برای مولایش فرزندی آورده بود، قضاوت نمود. پس از مدتی ـ در زمان عمر ـ مولایش از دنیا رفته بود و وصیت نموده بود که کنیزش بعد از وی آزاد شود. پس آن زن با یک فرد نصرانی که در دیْر زندگی مینمود ازدواج کرده و نصرانی شد و از وی دو فرزند به دنیا آورد و فرزند سومی را نیز حامله گردید.
حضرت در مورد وی قضاوت نمود که اسلام به او عرضه شود. اسلام بر وی عرضه شد، اما وی نپذیرفت. حضرت فرمود: ”فرزندان نصرانیای که به دنیا آورده است بردگانِ آن برادرشان هستند که این زن برای مولای اولش به دنیا آورده است. و من این زن را حبس میکنم تا فرزندش را به دنیا آورد و وقتی به دنیا آورد، وی را به قتل میرسانم.“» (محقق)
- همان، ص ٣٣١. ترجمه:
