ارتداد در اسلام
تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن
کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشتهجات و دروس خارج فقه آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّسسرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهلبیت علیهمالسلام را با دیدگاههای افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان میدهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.
ارتداد در اسلام
109است، در اینگونه موارد به افراد مجال میدهد. لذا اگر زن انکار کرد، او را اعدام نمیکنند، گرچه او را حبس میکنند و در موضع راحتی هم نمیگذارند.
این روایات بسیار عالی است و انسان میتواند نکات و مطالب بسیاری را استخراج نماید. اگر انسان همیشه در موضع استراحت و ناز و نعمت باشد، هیچوقت به خودش توجه نمیکند و به فکر خدا و معاد نمیافتد. انسان موجود بسیار عجیبی است. این فشار است که حقایق را برای انسان روشن و فرد را متوجه خلأ و نقصان خود میکند. فلسفۀ سختیها و مشکلات آن است که حقایق برای انسان به وجود بیاید و انسان رشد پیدا کند.
دقیقاً همین مسئله در مورد ارتداد است. اسلام زن را یک موجود شدیداً تحت تأثیر احساسات میداند، لذا حکمش را مطابق با حکم مرد قرار نمیدهد و این واقعاً کمال عدالت و عین عدالت است.
از همینجا معلوم میشود که حکم ارتداد اولاًبلااول یک حکم مبتنی براساس عقل و شعور و علم و درایت است، نه یک حکم بتّیِ لایتغیّرولایتبدّل که هیچگونه عقل و منطق و علم در آن طریقی نداشته باشد.
مِنبابمثال وقتی که شوهر زنش را دعوا میکند، خدا را انکار میکند و میگوید: «من این خدایی را که همۀ امتیازات را به مردها داده، قبول ندارم!» بنده بعضی زنها را دیدهام که تا سختی و عسری به آنها وارد شود، نماز را کنار میگذارند. حال آیا باید شوهر به چنین شخصی بگوید: «تو مرتد شدهای!» و همانجا او را بگیرد و سیاهش کند؟! یا باید صبر کند و قدری بخندد و محبت کند تا خدا و پیغمبر و همه چیز را قبول نماید؟
بنابراین، اگر زنی مرتد شد نباید او را رها کرد؛ بلکه باید او را در یک موضع مناسبی قرار داد که به خود بیاید و در فکر خودش مُتَصَلّب و مُتَحَجّر نگردد. لذا میفرماید: «تُستخدَم خدمةً شدیدةً و تُمنَع الطعامَ و الشرابَ إلّا ما یُمسِک نفسَها، و تُلبَس خَشِنَ الثیابِ.»
