ارتداد در اسلام
تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن
کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشتهجات و دروس خارج فقه آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّسسرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهلبیت علیهمالسلام را با دیدگاههای افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان میدهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.
ارتداد در اسلام
105حضرت نیز همین را میخواهند بگویند، ولی چون راحت و صادقانه گفت: «أرجِع إلی الإسلام؛ من مرتد شدم اما الآن به اسلام برمیگردم» حضرت توبۀ او را پذیرفتند.
تلمیذ: پس حکم این روایت، یک نوع تخفیفی برای مرتد فطری است؟
استاد: بله؛ البتّه این شخص مرتد ملی است؛ میفرماید: «قد تنصَّر بعد إسلامِه.»
تلمیذ: اگر شهود را رد میکرد، دیگر استتابه نداشت؟
استاد: خیر.
تلمیذ: اگر این فرد نصرانی عناد هم داشته باشد، آیا باز هم باید او را سه روز استتابه بدهند و بعد حکم قتل را اجرا کنند؟
استاد: خیر، اگر عناد داشته باشد، دیگر استتابه ندارد.
تلمیذ: بالأخره مرتد ملی است.
استاد: حتی اگر مرتد ملی باشد، چون در مقام انکار است، استتابه دلیل ندارد. استتابه برای تخفیف است، اما نه برای کسی که عناد دارد.
اگر حکمی منةًعلیالعباد تشریع شده باشد، نفس آن حکم نمیتواند موضوعیت داشته باشد. استتابۀ ثلاثة ایّام از باب تخفیف برای رجوع و منةًعلیالعباد است؛ لذا در فرضی که فهمیدیم شخص معاند است، استتابۀ ثلاثة ایّام لازم نیست و همانجا باید او را بکشند.
تلمیذ: آیا در این روایت ممکن بود که فرد شهود را تکذیب میکرد ولی کفرش اثبات نمیشد؟
استاد: خیر. او شهود را اینگونه تکذیب کرده است که میگوید: «اینها دروغ میگویند.» در اینجا امیرالمؤمنین علیهالسّلام چون تأیید و تصدیق شهود مسلّم بوده، میفرمایند: «لو کذَّبتَ الشهودَ لَضربتُ عنقَک!»
البته ممکن است شخص اینگونه تکذیب کند که بگوید: «این شهود اشتباه
