
مثنوی معنوی - دفتر چهارم
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
دفتر چهارم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» اثر نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد.
مثنوی معنوی - دفتر چهارم
4ترجمۀ دیباچۀ دفتر چهارم
تمام حمدْ خدای را آنچنانکه شایستۀ اوست، و درود و سلام بر بهترینِ خلائق، محمّد و آلِ او، و بر اصحاب و ذریّۀ حضرتش.
أمّا بَعد، این دفتر، سفَر چهارم است به بهترین سبزهزاران بهاری و مراتع، و جلیلترین بهرهها و منافع. قلوب عارفان با مطالعه و دقت در آن، مسرور میشوند چنانکه گلشن طبیعت از ریزش باران به سرور و نشاط میآید و چشمان که به خوابی گوارا انس مییابند. در آن آسایش ارواح است و شفای کالبدها. و این حقایق همانگونهاند که مُخلِصان دوست میدارند و بدان راغباند، و سالکان میطلبند و آرزو میکنند. مایۀ روشنی چشمان سالکان است و سرور خاطر طالبان، و پاکترین میوهها هستند برای آنان که از آن میوه میچینند و والاترین خواستهها و آرزوها برای آرزومندان.
رنجور و دردمند را به طبیب میرسانند و عاشق را به حبیب و معشوق رهنمون میشوند. و به لطف خداوند عزّوجلّ از عظیمترین عطیّهها و نفیسترین گنجینههایند (که رغبتکنندگان بدان راغب گردند). میثاق انس و دوستی [با خدا] را زنده میکنند و سختیِ تنگدستان را آسان میگردانند. نظر در آن مایۀ فزونی حسرت و اندوه دورافتادگان است و سرور و شُکر سعادتمندان. سینهاش چنان از حقائق جمیله آکنده و زیب یافته است که سینۀ زیبارویانْ از حُلّهها و جامهها بمانند آن زینت نیافته، و این حقائق جمیله پاداشی است برای عالمان و عاملان. و آن بهسان قرص ماهی است که طالع گشته و دولت و بَختی است که دوباره روی آورده و ورای آمال آرزومندان است.
همچون پیشآهنگی است که عاملان در طلبْ پیش میفرستند (تا آب مَعین را یافته، ایشان را بدان ره نماید)، آرزوهای مرده را زنده میکند و امید را پس از فِسُردگی، گرمی و فزونی میبخشد. بهسان خورشیدی است که از پس پراکندگی ابرها [از مشرق جان] سربرآورده و تابان میگردد، نوری است برای دوستان و گنجینهای برای آیندگانمان.
و از خدا توفیق شکرگذاری میخواهیم، که شکر همچون بندی حافظ نعمت حاضر است و کمندی برای صید مَزید نعمت. و نخواهد شد جز آنچه او بخواهد!
(شعر:)
و از جملۀ آنچه مرا اندوه میدهد آن است که در خواب بودم و در خُنَکای نسیم، تن خویش را میآسودم،
تا اینکه مرغی عاشق بر شاخسار درختی با صدایی دلنشین نغمۀ اندوه خویش سر داد و مرا به خویش فرا خواند
اگر من پیش از گریۀ او از عشق سُعدیٰ [محبوبهام] میگریستم و نالۀ عشق سرمیدادم هرآینه روان خویش را پیش از پشیمانی التیام میبخشیدم [و از توجّه به غیر او پاک میکردم]
ولیکن آن مرغ پیش از من گریست، و گریهاش گریۀ مرا برانگیخت [و مرا به یاد فراق محبوبهام انداخت]، پس میگویم [و اعتراف میکنم که]: «فضیلت از آنِ سابقان است.»
خداوند به فضل و کرم و نعمت بسیار خویش رحمت کند [از اهل ایمان] متقدّمین و متأخّرین را و آنان را که قاطعانه طالب تحقق وعدۀ خداوندند و غوطهوران دریای معرفتش را؛ که او بهترین کسی است که از او بخواهند و بدو امید رود. ﴿زیرا که او بهترین حافظان است و مهربانترین رحمتکنندگان﴾ و او بهترین مونِسان و وارثان است (که همه چیز از بین میرود و اوست باقی) و اوست بهترین عوضدهندگان و روزیدهندگان برای عابدان که [در دنیا] میکارند و [در آخرت] درو میکنند. و درود خداوند بر محمّد و خاندان او و بر اصحاب بزرگوار او و بر جمیع انبیا و فرستادگان خداوند، اجابت فرما ای پروردگار عالَمیان.
