
آموزههای معرفت ج 4
شرح دعای ابو حمزه ثمالی
شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده
آموزههای معرفت ج 4
34کیفیّت تربیت اولیای خدا در تحوّل نفس و اتّصال آن به مبدأ
یک خُرده [مطلب را] جلوتر بیاوریم: اگر انسان بخواهد در این موارد فهمش باز و بینشش روشن بشود، باید بداند که اولیای خدا در کیفیّت تربیت خودشان که شرایط را برای شاگرد در رسیدن به آن مطلوب هموار میکردند، چه قضایا و مسائلی را پیش میآوردند تا اینکه او را برای رسیدن به آن مطلوب مساعدت کند و جلو ببرد، و چه مطالب و موانعی را از سر راه برمیداشتند و برای تغییر و تبدّل نفس متعلّقۀ به عالم کثرت و اتّصال او به آن مبدأ و تجرّد او، چه کارهایی را انجام میدادند. این را انسان باید توجّه کند.
بارها میشد مرحوم آقای حداد ـ رضوان اللَه علیه ـ میفرمودند:
تا وقتی که ما با این رفقا به سِلم و سلامت حرکت میکنیم، مسئلهای نیست؛ (ما اینها را اضافه میکنیم: سلام است و صلوات است و بیا و برو و آقا و بهبه چه آقای خوبی، بهبه چه نورانی و... !) امّا همینکه یک خُرده میخواهیم گوش اینها را بمالانیم، صدا از همه بلند میشود!
میگویند: «آخ، وای! چه شد؟! چرا اینطوری؟ چرا آنطوری؟ چرا فلان؟ چه گناهی کردهایم؟ اینها همهاش از این سلوک بر سر ما آمد! اگر نبود اینطور نمیشد!» در حالیکه اینها همه اشتباه است. لطف قضیّه این است که این مسائل برای دیگران هم اتفّاق میافتد، ولی برای سالک که اتفّاق میافتد تحمّل و صبرش را هم به او میدهند. و ایشان میفرمودند:
بدون اینهم نمیشود و فایدهای ندارد!1
- روح مجرّد، ص ٤٨٠:
«حضرت آقا کراراً میفرمودند:
این راه مستلزم ایثار و از خود گذشتگی است؛ و بعضی از رفقای ما تنبلاند و حاضر برای انفاق و ایثار نیستند، و لذا متوقّف میمانند. من برای ملاقات و دیدار آنها زیاد به کاظمین علیهما السّلام میروم و شبها و روزها میمانم، ولیکن این کافی نیست؛ زیرا در مجالس انس و مذاکرات، پیوسته ذکر جمال میشود، و وَجد و نشاطی حاصل میگردد؛ امّا همینکه بخواهم گوشی از کسی بگیرم همه فرار میکنند و کسی باقی ←
- روح مجرّد، ص ٤٨٠:
