
آموزههای معرفت ج 4
شرح دعای ابو حمزه ثمالی
شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده
آموزههای معرفت ج 4
22وقتی که چشم مدّتها بسته است، باز که میکنیم آن حالت اوّلیۀ چشم یک خُرده غیر عادی است. در روایت هم داریم که میفرماید:
مَن أحَبَّ کَریمَتاهُ لم یَکتُب بعد العَصرِ؛1 «کسی که چشمانش را دوست دارد، در هنگام غروب ـ بعد از عصر که نزدیکیهای غروب است ـ نباید بخواند.»
این بهخاطر این است که سازمانهای سرویس دهیِ چشم، در وقت غروب میخواهند جایشان را عوض کنند؛ مسئولین این انعکاس نور و بازتابَش در سلسلۀ عصب مغز در روز، میخواهند جایشان را به آن فرّاشها و خدمۀ شب واگذار کنند که در این واگذاری قدری اشکال پیش میآید؛ لذا انسان در هنگام غروب، گاهی اوقات در دید اشتباه میکند و نباید در آن هنگام مطالعه کند، مخصوصاً طلاّب که لابُد در آنموقع میخواهند فرصت مطالعه را از دست ندهند و استفاده کنند، ولی ضرر دارد.
سطح بینش اهل ظاهر در اشعار مرحوم شبستری رحمة اللَه علیه
کسانی که چشمشان رَمَد دارد [عوضی میبینند]! رَمَد یعنی خواب؛ یعنی ناراحتی، مرض، خواب آلودگی. به همۀ اینها میگویند: رَمَد. شیخ محمود شبستری ـ خدا رحمتش کند ـ واقعاً چه اشعار عالیای دارد:
رَمَد دارد دو چشم اهلِ ظاهر *** که از ظاهر نبیند جز مظاهر2 رَمَد دارد یعنی مریض است، خواب آلود است، عوضی میبیند، چهره را مُشَوّه میبیند [دو چشم] اهلِ ظاهر، که از ظاهر نبیند جز مظاهر! یعنی از ظاهر فقط مظاهر را میبیند، فقط این صوَر را میبیند. پردهای است که فیلم را همینطوری میآیند میگذراند، امّا انسان نمیداند آن کسی که پیچ دستگاه در دستش است، او پُشت پرده نشسته و این فقط دارد عکس را میبیند. او پیچ را باز میکند، عکس میافتد و او این صوَر را میبیند که همینطوری دارد میآید و میرود، با هم بازی میکنند، بالا میپرند، پایین میپرند! میگوید: «عجب!» امّا اگر یکدفعه آن پیچ را ببندد، دیگر همۀ صفحه تاریکِ
- مطلع انوار، ج ١، ص ٢٩٢؛ تفسیر القرآن الکریم، ملاّصدرا، ج ١، ص ٣٥٨، با قدری اختلاف.
- گلشن راز، ص ٢٠.
