
آموزههای معرفت ج 4
شرح دعای ابو حمزه ثمالی
شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده
آموزههای معرفت ج 4
20بشود به او میگویند: مَلهوف.1
[«و الرِّضا بِقَضائِک»؛ یعنی] راضی بودن به آنچه که تو حکم میکنی و آنچه را که برای بندگانت مقدّر میکنی و مشیّتت بر تقدیر برای بندگانت هست؛ کسانی که به این تقدیر رضا میدهند، رضایتِ به قضاء تو دارند، راضیاند و چون و چرا ندارند که: «خدایا، چرا من را جای فلان کس نگذاشتی؟ چرا فلانی را جای من نگذاشتی؟ چرا فقط من باید به این مسئله مبتلا بشوم؟ چرا آن؟ چرا این؟»
«مَندوحَة»؛ یعنی وسعت، فراخی، بینیازی.2
این فقره و این مطالب همه در یک راستا قرار دارد. [میفرماید]:
من میدانم کسانی که به تو امید دارند، امیدشان بیجا نیست! کسانی که مورد ظلم واقع شدند، کسی هست که ظلمِ آنها را جبران کند و آنها را از تحت این ظلم بیرون بیاورد و مأوایی برای آنها باشد.
امام سجّاد علیه السّلام میفرماید: «وَ أعلَمُ...؛ یعنی من میدانم و به این نقطۀ از علم رسیدهام.» امام که اشتباه نمیگوید، خدای نکرده خلاف نمیگوید! [میفرماید]:
کسانی که امیدوار به تو هستند، کسانی که مظلوم واقع میشوند، حسرت وصول به تو و وصول به نعمات تو را دارند، تو [برای آنها] در جایگاه مناسب قرار داری؛ و هر کسی که رضای به قضاء تو بدهد و به جود و احسان تو [روی آورَد]، این «عِوَضًا مِن مَنعِ الباخِلینَ؛ از منعِ باخلین و آن کسانی که بخل میکنند، بینیاز است! و مَندوحَةً عَمّا فی أیدِی المُستَأثِرینَ؛ و در بینیازی است از دستهای آن کسانی که برای خود میطلبند و برای خودشان جمع آوری میکنند.»
- مجمع البحرین: «المَلهوفُ: المظلومُ المستغیث.»
- لسان العرب: «النَّدْحُ: الکثرةُ. و النَّدْحُ و النُّدْحُ: السَّعةُ و الفُسحةُ. و النَّدْحُ: ما اتَّسَعَ مِن الأَرض. تقول: إنّک لَفی نَدحَةٍ من الأَمر و مَندوحةٍ مِنه.»؛
مجمع البحرین: «ندح؛ فیهِ ”ما لَهُما مِن ذَلِکَ مَندوحَةٌ“ أی: فُسحَةٌ و سِعة، أخذًا من نَدَحتُهُ إذا وَسَّعتُه، أو من النَّدْحِ و هو الموضع المُتَّسِعُ من الأرض.»
