اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

آموزه‌های معرفت ج 4

شرح دعای ابو حمزه ثمالی

1٬869
جلد ها

شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده

آموزه‌های معرفت ج 4

20
  • بشود به او می‌گویند: مَلهوف.1

  •  [«و الرِّضا بِقَضائِک»؛ یعنی] راضی بودن به آنچه که تو حکم می‌کنی و آنچه را که برای بندگانت مقدّر می‌کنی و مشیّتت بر تقدیر برای بندگانت هست؛ کسانی که به این تقدیر رضا می‌دهند، رضایتِ به قضاء تو دارند، راضی‌اند و چون و چرا ندارند که: «خدایا، چرا من را جای فلان کس نگذاشتی؟ چرا فلانی را جای من نگذاشتی؟ چرا فقط من باید به این مسئله مبتلا بشوم؟ چرا آن؟ چرا این؟»

  •  «مَندوحَة»؛ یعنی وسعت، فراخی، بی‌نیازی.2

  •  این فقره و این مطالب همه در یک راستا قرار دارد. [می‌فرماید]:

  • من می‌دانم کسانی که به تو امید دارند، امیدشان بیجا نیست! کسانی که مورد ظلم واقع شدند، کسی هست که ظلمِ آنها را جبران کند و آنها را از تحت این ظلم بیرون بیاورد و مأوایی برای آنها باشد.

  •  امام سجّاد علیه السّلام می‌فرماید: «وَ أعلَمُ...؛ یعنی من می‌دانم و به این نقطۀ از علم رسیده‌ام.» امام که اشتباه نمی‌گوید، خدای نکرده خلاف نمی‌گوید! [می‌فرماید]:

  • کسانی که امیدوار به تو هستند، کسانی که مظلوم واقع می‌شوند، حسرت وصول به تو و وصول به نعمات تو را دارند، تو [برای آنها] در جایگاه مناسب قرار داری؛ و هر کسی که رضای به قضاء تو بدهد و به جود و احسان تو [روی آورَد]، این «عِوَضًا مِن مَنعِ الباخِلینَ؛ از منعِ باخلین و آن کسانی که بخل می‌کنند، بی‌نیاز است! و مَندوحَةً عَمّا فی أیدِی المُستَأثِرینَ؛ و در بی‌نیازی است از دست‌های آن کسانی که برای خود می‌طلبند و برای خودشان جمع آوری می‌کنند.»

    1. مجمع البحرین: «المَلهوفُ: المظلومُ المستغیث.»
    2. لسان العرب: «النَّدْحُ‌: الکثرةُ. و النَّدْحُ‌ و النُّدْحُ‌: السَّعةُ و الفُسحةُ. و النَّدْحُ‌: ما اتَّسَعَ مِن الأَرض. تقول: إنّک لَفی‌ نَدحَةٍ من الأَمر و مَندوحةٍ مِنه.»؛
      مجمع البحرین: «ندح؛ فیهِ‌ ”ما لَهُما مِن ذَلِکَ‌ مَندوحَةٌ“ أی: فُسحَةٌ و سِعة، أخذًا من‌ نَدَحتُهُ‌ إذا وَسَّعتُه، أو من‌ النَّدْحِ‌ و هو الموضع المُتَّسِعُ من الأرض‌.»
/ 613