
آموزههای معرفت ج 4
شرح دعای ابو حمزه ثمالی
شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده
آموزههای معرفت ج 4
189میخواهم تسلیتی به ایشان بگویم.» اواخر عمر مرحوم آقا بود. ما تلفن ایشان را گرفتیم و ایشان صحبت میکردند. من که پشت تلفن چیزی نمیفهمیدم، ولی مشخّص بود مادرش خیلی اظهار بیتابی و ناراحتی میکرد. مرحوم آقا در یکی از جملاتی که داشتند، فرمودند:
فلانی، آیا اگر فرزند شما زنده بود و معصیت خدا را میکرد شما راضی بودید یا اینکه الآن از دنیا رفته و إنشاءاللَه مورد غفران و مورد مرحمت خدا قرار گرفته است؟ کدامیک از این دو مورد نظر شما است؟
یعنی دیگر به این صراحت! و دیگر او نتوانست به ایشان چیزی بگوید؛ یعنی اینطورکه پیدا بود ظاهراً مثلاینکه دیگر [راضی شده بود]! فرمودند:
شما بدانید که اگر ایشان زنده بود دست از معصیت خدا برنمیداشت و این صلاحش بود که خدا او را بُرد!
از این قضیّه گذشت. یادم است یک روز که ظاهراً ماه رمضان بود، مرحوم آقا عیال او و دخترهای او را ـ که هم نسبت به عیالش و هم نسبت به دخترهایش مَحرم بودند ـ در مشهد برای افطاری دعوت کرده بودند و چند نفر دیگر هم از همان قوم و خویشها از جمله داماد همان مرحوم و بعضی از اقوام عیالش و پسر باجناقش و چند نفر دیگر هم در آن مجلس حاضر بودند. ما در بیرونی نشسته بودیم و عائلۀ آن مرحوم هم در همان اندرونی نشسته بودند. مرحوم آقا رفتند از آنها یک تفقّدی بکنند و نیم ساعت سه ربعی با آنها بودند و صحبت کردند. ایشان برگشتند در همان اندرونی و وقتی آمدند خیلی متفکّر بودند و سرشان را پایین انداخته بودند و معلوم بود که خیلی در فکر بودند. بعد از یک مدّت سرشان را برداشتند و فرمودند:
خیلی عجیب است، خیلی عجیب است، خیلی عجیب است! آقا، انسان به مصالح الهی نمیتواند برسد! خیلی عجیب است! من در این فکر بودم که اگر ایشان زنده بود این مجلسِ امشبِ ما هیچوقت تحقّق پیدا نمیکرد!
خیلی عجیب است! آنوقت ما میآییم مسائل را از آن دریچۀ خودمان بررسی میکنیم و مدام در آن محدودۀ فکر ناقصمان میآییم اصرار میکنیم، ابرام میکنیم، افراد
