اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

آموزه‌های معرفت ج 4

شرح دعای ابو حمزه ثمالی

1٬869
جلد ها

شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده

آموزه‌های معرفت ج 4

186
  • می‌رود در آن دنیا می‌بیند: «عجب، بابا ما کجا بودیم؟!» می‌گویند: بچّه وقتی در شکم مادر است نمی‌خواهد بیرون بیاید؛ می‌گوید: «عجب جای خوبی داریم! گرم و نرم و غذایمان هم که می‌رسد و کوپنی هم که نیست!» خلاصه دائم‌الفیض است دیگر و خون مادر به بچّه می‌رسد.

  •  بچّه هم نسبت به آن محیط عادت می‌کند، چون بیچاره چشم ندارد و چیزی را ندیده و چشمش در تاریکیِ محض بوده است: ﴿فِي ظُلُمٰتٖ ثَلٰثٖ﴾؛1 لذا نمی‌خواهد بیاید و سرِ نُه ماه که می‌شود هرچه به او می‌گویند: «آقا، بیا بیرون! ببین اینجا چه خبر است؛ آسمان، زمین، رفیق، قوم و خویش!» می‌گوید: «نه، همین‌جا خوب است!» این ملائکه وقتی می‌بینند نشد و خلاصه هرچه به او می‌گویند نمی‌آید، گوشش را می‌گیرند و یکی می‌زنند و به او می‌گویند: «برو بیرون!» در روایت داریم: آن گریه‌ای که بچّه بعد از بیرون آمدن می‌کند به‌خاطر آن کتکی است که قبلاً در آنجا خورده و حالا آمده است!2

    1. سوره زمر (٣٩) آیه ٦.
    2. الکافی، ج ٦، ص ١٦:
      «عَن زُرارَةَ بنِ أعیَنَ قالَ سَمِعتُ أباجَعفَرٍ علیهماالسّلام یَقولُ: ”إذا وَقَعَتِ النُّطفَةُ فی الرّحِمِ استَقَرّت فیها أربَعینَ یَومًا وَ تَکونُ عَلَقَةً أربَعینَ یَومًا وَ تَکونُ مُضغَةً أربَعینَ یَومًا ثُمّ یَبعَثُ اللَهُ مَلَکَینِ خَلّاقَینِ فَیُقالُ لَهُما: اخلُقا کَما یُریدُ اللّهُ ذَکَراً أو أُنثَی صَوِّراهُ وَ اکتُبا أجَلَهُ وَ رِزقَهُ وَ مَنیّتَهُ وَ شَقیّاً أو سَعیداً وَ اکتُبا لِلّهِ المیثاقَ الّذی أخَذَهُ عَلَیهِ فی الذَّرِّ بَینَ عَینَیهِ. فَإذا دَنا خُروجُهُ مِن بَطنِ أُمِّهِ بَعَثَ اللَهُ إلَیهِ مَلَکاً یُقالُ لَهُ زاجِرٌ فَیَزجُرُهُ فَیَفزَعُ فَزَعاً فَیَنسَی المیثاقَ وَ یَقَعُ إلَی الأرضِ یَبکی مِن زَجرَةِ المَلَکِ.“»
      ترجمه: امام باقر علیه السّلام فرمود: ”چون نطفه در رحم قرار می‌گیرد، چهل روز درون آن [بر همان شکل] استقرار می‌یابد، سپس چهل روز به‌صورت علقه درمی‌آید و چهل روز به‌صورت مُضغه (گوشت جویده‌شده)؛ سپس خداوند دو فرشتۀ خلق‌کننده برمی‌انگیزد و به ایشان فرمان می‌رسد که: ”[او را] همان‌گونه که خداوند خواسته است بیافرینید و مذکّر یا مؤنّث قرار دهید، او را صورت ببخشید و اجل و روزی و مرگ او و سعادت و شقاوتش را تعیین نمایید و میثاق و پیمانی را که خداوند در عالم ذر در برابر دیدگانش از او سِتانده برای خدا مکتوب نمایید!“ پس چون زمان خروجش از شکم مادر نزدیک شود، خداوند فرشته‌ای را به‌نام زاجر برمی‌انگیزد، پس او را با تندی بیرون می‌راند. آن طفل هراسان گشته و از آن ترس و هراس، میثاق و پیمان خویش را فراموش می‌نماید و از آن تندی و بیرون راندن فرشته گریان بر زمین می‌افتد.“»(محقّق)
/ 156