
عنوان بصری جلد 8
شرح و تفسیر فقره «و جملة اشتغاله فیما أمره تعالي به و نهاه عنه»
جلد هشتم از مجموعۀ «عنوان بصری» مشتمل بر بیانات حضرت آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه در «شرح حدیث عنوان بصری» است که در آن به شرح و تفسیر فقره «و جملة اشتغاله فیما أمره تعالي به و نهاه عنه» میپردازند. مجلد هشتم از این مجموعه، با موضوع تبیین «تشریع و تکوین» به ارباب نظر و صاحبان بصیرت ارائه و تقدیم میگردد.
عنوان بصری جلد 8
78آنها را در بر بگیرد، تمام حرکات آنها را در بر بگیرد و تمام افکار آنها را اشغال کند؛ مقداری را باقی میگذارد یا بیش از مقداری را باقی میگذارد یا به عبارت دیگر مقداری را اشغال میکند و بقیّه را باقی میگذارد!
اینجا است که وقتی من به ایشان میگفتم: «اینها تا چه مقدار با شما هستند؟» ایشان میفرمودند:
اینها یک دَهُمشان را به ما دادند، نُه دهُم را برای خودشان نگه داشتند!
ببینید این یک دهُم دادن چه تغییراتی بهوجود آورده است و چه آثاری در شخص ایجاد میکند، و ببینید آن نُه دهُم چه میکند؟!1 مرحوم آقا که شد علاّمۀ طهرانی با این خصوصیّات، پس برای چه شد؟ دیگر همه میدانید، ده دهُم را داده بود، نه یک دهُم، نه دو دهُم، نه سه دهُم؛ همۀ ده دهُم را تسلیم کرده بود! اینجا است که خدا افراد را بهمقتضای ایمانشان هدایت میکند: ﴿يَهۡدِيهِمۡ رَبُّهُم بِإِيمٰنِهِمۡ﴾. یک دهُم دادی، یک دهُم به تو میدهیم؛ نُه دهُمِ دیگر خبری نیست! دو دهُم دادی، بهاندازۀ دو دهم؛ سه دهم و همینطور تا اینکه تمام دایرۀ قلب و دایرۀ نفس در اختیار باشد!
- اسرار ملکوت، ج ٢، ص ٤٥:
«روزی به مرحوم والد ـ رضوان اللَه علیه ـ عرض کردم: ”دیشب در خواب دیدم در اطاقی نشسته بودیم و آقای مطهّری نیز در مقابل شما نشسته بودند و شما مطالبی میفرمودید که الآن بهیاد ندارم. آقای مطهّری سر به زیر انداخته بودند و در عین اینکه حرفهای شما را قبول نداشتند، ولی از باب ادب سخنی بر زبان نمیآوردند. تا اینکه مطالب شما تمام شد و ایشان همچنان ساکت تا به آخر فقط به مطالب گوش میدادند.“
مرحوم آقا ـ رضوان اللَه علیه ـ فرمودند:
بله، بله، مطلب همین است! ایشان فقط یک دهم وجود خود را تسلیم ما کرده بود و الآن کارهایشان مانند سابق نیست؛ و حتّی سفری را که به خارج کرده بودند و برای مذاکره با رهبر انقلاب به فرانسه رفته بودند نیز بدون مشورت با من انجام شده است و فقط موقع حرکت پیش من آمدند و گفتند: ”میخواهم به فرانسه بروم، آیا شما مطلبی دارید که آن را به آقای خمینی بگویم؟“ من چند مسئله را به ایشان تذکّر دادم.»
- اسرار ملکوت، ج ٢، ص ٤٥:
