
عنوان بصری جلد 8
شرح و تفسیر فقره «و جملة اشتغاله فیما أمره تعالي به و نهاه عنه»
جلد هشتم از مجموعۀ «عنوان بصری» مشتمل بر بیانات حضرت آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه در «شرح حدیث عنوان بصری» است که در آن به شرح و تفسیر فقره «و جملة اشتغاله فیما أمره تعالي به و نهاه عنه» میپردازند. مجلد هشتم از این مجموعه، با موضوع تبیین «تشریع و تکوین» به ارباب نظر و صاحبان بصیرت ارائه و تقدیم میگردد.
عنوان بصری جلد 8
77تناقضِ نفسی پی میبرید که این شخص در ایمان خودش کامل نیست و ناقص است! اگر شما به اینمقدار نسبت به قضیّه معتقد باشید، خب باید تتمّۀ این را هم معتقد باشید؛ این که نمیشود!
سرنوشت عبرتانگیز یکی از شاگردان علاّمه طهرانی بهواسطۀ عدم تبعیّت کامل از استاد
و از جملۀ این افراد آنهایی بودند از علما و بزرگان که اینها با مرحوم آقا بودند، امّا در مسائل اجتماعی، دیگر ایشان را کنار گذاشتند که خدمتتان عرض کردم، و وقتی استادشان از ایشان سؤال کردند:
چرا شما به آنها نگفتید آنچه را که خیر و صلاح آنها است؟ و چرا آنها نسبت به شما این اطاعت را نداشتند؟
ایشان در پاسخ گفتند:
اگر میگفتم میترسیدم که عمل نکنند، لذا ما از اوّل این مسئله را بستیم!1
ببینید، خود آنها معترف بودند بر اینکه آنچه را که بهدست آوردهاند از ایشان است، خودشان معترف بودند بر اینکه تنها کسی را که دیدهاند ایشان است، خودشان معترف بودند بر اینکه این تغییر و تحوّلات از ناحیۀ ایشان است؛ امّا آن میزان از ایمان و آن مقدار از تفکّر صحیح نسبت به این ولیّ خدا در آن مرتبهای نیست که تمام وجود
- اسرار ملکوت، ج ١، ص ٢٠٧:
«بهخاطر میآورم زمانی که برای یکی از محترمین از تلامذۀ ایشان حادثهای رخ داده و به رحمت خدا رفته بود، در سوریه بین ایشان و استاد عظیم الشّأن، عارف بیبدیل و انسان کامل، حضرت آقای حاج سیّد هاشم حدّاد ـ قدّس اللَه تربته الزّکیّة ـ ملاقاتی دست داده بود. مرحوم حدّاد به ایشان میفرماید:
چرا شما به فلان آقا امر نکردید که وارد بعضی از مسائل نشود و خود را از اشتغال به بعضی مسائل دور نگه دارد تا این حادثه برای او پیش نیاید؟!
مرحوم والد ـ رضوان اللَه علیه ـ اظهار میکنند:
آقا اگر من ایشان را نهی میکردم اطاعت نمیکرد، لذا نخواستم در یک مخالفت صریح و تجرّی بر امر و نهی الهی قرار گیرد و عواقب سوئی برای ایشان بهوجود آید.
در اینحال مرحوم حدّاد سری تکان دادند و فرمودند:
ایشان همانند سیب نارسی بود که قبل از کمال و رشد و نضج از درخت فرو افتاد!»
- اسرار ملکوت، ج ١، ص ٢٠٧:
