
عنوان بصری جلد 8
شرح و تفسیر فقره «و جملة اشتغاله فیما أمره تعالي به و نهاه عنه»
جلد هشتم از مجموعۀ «عنوان بصری» مشتمل بر بیانات حضرت آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه در «شرح حدیث عنوان بصری» است که در آن به شرح و تفسیر فقره «و جملة اشتغاله فیما أمره تعالي به و نهاه عنه» میپردازند. مجلد هشتم از این مجموعه، با موضوع تبیین «تشریع و تکوین» به ارباب نظر و صاحبان بصیرت ارائه و تقدیم میگردد.
عنوان بصری جلد 8
74بودند؛ امّا ایشان شخص سیاستمداری نبود، ایشان شخص فقیهی نبود، ایشان شخص مفسّر و مورّخی نبود، ایشان در مسائل اجتماعی نبود؛ شخصی بود کاسب و برای خودش کسب میکرد و بعد هم این مطالب برای او منکشف میشود و تبدیل به یک استاد مبرّز اخلاقی و عرفانی میشود.
ابعاد مختلف شخصیّت علمی و عرفانی مرحوم علاّمه طهرانی
امّا مرحوم پدر ما بهواسطۀ خصوصیّاتی که داشتند، در مسائل مختلف واجد این خصوصیّات و بروزات و ظهورات بودند. اوّلاً از نقطهنظر فقهی، به اعتقاد بنده ایشان أعلم علمای عصر خود در زمینۀ فقهی بودند! در زمینۀ تفسیر، در مسائل تفسیری صاحب نظر بودند. اینکه عرض میکنم صاحب نظر، اهل فن میدانند که مسائل تفسیر قرآن به این آسانی نیست که هر کس قلم بردارد و معنایش را بنویسد! الآن بیش از دویست تفسیر قرآن از تشیّع و تسنّن وجود دارد، وقتی که انسان اینها را مطالعه میکند متوجّه مطالب و محتوای آنها میشود. شخصی میتواند این ادّعا را بکند که مثل علاّمه طباطبائی ـ رضوان اللَه علیه ـ باشد.
ایشان در مسائل تفسیر قرآن صاحب نظر بودند؛ یعنی به محتوای آیات رسیده بودند. این مطلب است! و بنده غیر از یک یا دو نفر دیگر از مفسّرین را سراغ ندارم که به این مسائل رسیده باشد. تمام تفاسیر، همۀ اینها ترجمه است؛ آنهم ترجمههایی که در ذهن و در فکر شخص است و بر اثر انتخاب و اختیارِ سلیقه، این مسائل قرار دارد. صاحب نظر بودن یعنی صاحبِ رأی بودن، وارد شدن به مطلب! این مسئله است.
در مسائل اصولی ایشان صاحب نظر بودند. در مسائل فلسفی مطالبی که ایشان مطرح میکردند از نقطهنظر ادلّه و براهین فلسفی، مسائلی بود که جای دقّت داشت؛ یعنی صرفاً یک مدرّس نبودند! مدرّس زیاد است، صاحب نظر بودن یک مطلب دیگری است!
نمیدانم این مطلب را خدمتتان عرض کرده بودم؛1 در سالها قبل، در بعد از انقلاب سنۀ ٤٢ که من آنموقع سنّم حدود هفت یا هشت سال بود، ما در سفری که
- رجوع شود به عنوان بصری، ج ٣، ص ٢٨.
