
عنوان بصری جلد 8
شرح و تفسیر فقره «و جملة اشتغاله فیما أمره تعالي به و نهاه عنه»
جلد هشتم از مجموعۀ «عنوان بصری» مشتمل بر بیانات حضرت آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه در «شرح حدیث عنوان بصری» است که در آن به شرح و تفسیر فقره «و جملة اشتغاله فیما أمره تعالي به و نهاه عنه» میپردازند. مجلد هشتم از این مجموعه، با موضوع تبیین «تشریع و تکوین» به ارباب نظر و صاحبان بصیرت ارائه و تقدیم میگردد.
عنوان بصری جلد 8
70از امام رضا در جلوی او میآمد، اشک از چشمانش میآمد، تظاهر هم نمیخواست بکند.1 اینطور نبوده که اینها بهطور کلّی تبدیل به سنگ و چوب و آهن شده باشند و اصلاً تفکّر و احساس [نداشته باشند]؛ نهخیر، اینطور نبود. بالأخره اینها هم بشر بودند، منتها در همان موقع [ترتیب اثر ندادند]! خب داری گریه میکنی، چرا الآن حق را به فرزندش محمّد بن علیٌّ الجواد نمیدهی؟ میدانی که فرزندش الآن هست، این را که میدانی! امّا چه میگوید؟ میگوید:
المُلکُ عَقیمٌ؛ «سلطنت پدر و مادر و انتساب نمیشناسد. هر کسی بر سلطنت غلبه پیدا کرد دیگر هیچکس در اینجا مدّ نظر نیست؛ فرزندش هم باشد او را از میدان برمیدارد!»2
مگر پادشاهها این کار را نمیکردند؟! مگر فرزندانشان را کور نمیکردند؟! مگر إعدام نمیکردند؟! مگر از بین نمیبردند؟! چرا؟ بهصِرف تخیّل اینکه یک وقت این فرزند آن حکومت را بگیرد، چشم او را کور میکردند، إعدام میکردند و از بین میبردند. [اگر] جرمش بیشتر بود إعدامش میکردند.3 و همینطور هم هست، داریم میبینیم دیگر! در دنیا داریم میبینیم چه خبر است، این یک روشی است که بوده است.
نفْس وقتی که بیاید غالب بشود بر قوای عقلانی و عواطفِ الهیِ انسان، همینگونه أعمال را انجام میدهد، و این سابق و اوّل ندارد. آنهایی که میگویند: «انسان رشد کرده است» کجایش رشد کرده است؟! آیا دیگر این مسائل برچیده شده؟ آیا بعد از ١٤٠٠ سال دیگر ما اثری از مسائل گذشته نمیبینیم؟ نهخیر، خیلی هم بیشتر میبینیم! از این نقطهنظر باید بگویم: متأسّفانه نهتنها ما رشد نکردهایم، بلکه خیلی در حضیض
- رجوع شود به عیون أخبار الرّضا علیه السّلام، ج ٢، ص ٢٤١ و ٢٤٨؛ الغیبة، شیخ طوسی، ص ٧٤؛ الفصول المهمّة، ج ٢، ص ١٠٢١.
- رجوع شود به عیون أخبار الرّضا علیه السّلام، ج ١، ص ٨٨.
- بهعنوان نمونه رجوع شود به زندگانی شاه عبّاس اوّل، فلسفی، ج ٢، ص ١٧٠ ـ ١٩٧؛ شمشیر ایران، ص ٣٩٠؛ جهانگشای نادری، ص ٤٢١ ـ ٤٢٧؛ ایران در زمان ساسانیان، ص ٦٤٦ ـ ٦٤٨.
