
عنوان بصری جلد 8
شرح و تفسیر فقره «و جملة اشتغاله فیما أمره تعالي به و نهاه عنه»
جلد هشتم از مجموعۀ «عنوان بصری» مشتمل بر بیانات حضرت آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه در «شرح حدیث عنوان بصری» است که در آن به شرح و تفسیر فقره «و جملة اشتغاله فیما أمره تعالي به و نهاه عنه» میپردازند. مجلد هشتم از این مجموعه، با موضوع تبیین «تشریع و تکوین» به ارباب نظر و صاحبان بصیرت ارائه و تقدیم میگردد.
عنوان بصری جلد 8
69است، هیچ تفاوتی ندارد؛ نسبت به همه به یک نحوه است، هیچگونه فرقی ندارد. در اینجا اشخاص و افراد، انتخابکننده هستند و راه را خودشان با اختیار خودشان انتخاب میکنند و اختیار میکنند. مطالب برای همه گفته میشود، مسائل برای همه مطرح میشود، یک شخص میآید این راه را انتخاب میکند؛ یکی میآید آن راه را انتخاب میکند. خدا برای انسان دو رفیق قرار میدهد: یک رفیقی که انسان را به هدایت، به ایمان، به تقوا سوق بدهد؛ یک رفیقی که انسان را به دنیا، به شهوات، به لذّات، به بیدینی سوق بدهد. انسان در انتخاب این دو رفیق آزاد است؛ بعضیها این را انتخاب میکنند، بعضیها او را انتخاب میکنند. مسئله این است! راه برای همه بیان شده است، بعضیها اینطرف و بعضیها آنطرف! این میشود رسول خدا، آن میشود معاویة بن ابیسفیان.
در جلسات گذشته عرض کردم1 که معاویه با امیرالمؤمنین فرقش این بود: هر دو فکر داشتند، هر دو عقل داشتند؛ او عقل را در امور الهی بهکار زد، شد علیّ بن ابیطالب؛ او عقل را در شیطنت بهکار زد، شد معاویة بن ابیسفیان! معاویه از اوّل که معاویه نبود و خیال هم نکنید که اصلاً بهطور کلّی این ادراک و فهم واقع از دریچۀ دل او بیرون شده بود، نه اینطور نبود! بسیاری از افراد که از کوفه یا مدینه پیش معاویه میآمدند، منجمله صعصعة بن صوحان که آمد پیش معاویه، منجمله حُجر بن عَدی که آمد، منجمله بعضی از زنها که آمدند برای بعضی از مسائل پیش معاویه تا صحبت بکنند، وقتی که از امیرالمؤمنین صحبت میشد و آنها خاطرات امیرالمؤمنین را برای معاویه بیان میکردند، اشک از چشمان او میآمد، دروغ هم نمیآمد، یعنی واقعاً متأثّر میشد!2
همین مأمونِ ملعون، کشندۀ امام رضا علیه السّلام، تا سالها بعد هر وقت ذکری
- رجوع شود به عنوان بصری، ج ٦، ص ٤٩٠ و ٤٩١؛ ٥٧٣ و ٥٧٤.
- رجوع شود به الأمالی، شیخ صدوق، ص ٦٢٤ و ٦٢٥؛ کنز الفوائد، ص ١٦٠ ـ ١٦٢؛ المحاسن و المساوی، ص ٤١؛ بلاغات النّساء، ص ٤٧ ـ ٤٩. در منابع مذکور از ضرار بن ضمره و عدی بن حاتم و ابنعبّاس و سودة بنت عماره نام برده شده است. (محقّق)
