اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عنوان بصری جلد 8

شرح و تفسیر فقره «و جملة اشتغاله فیما أمره تعالي به و نهاه عنه»

0
جلد ها

جلد هشتم از مجموعۀ «عنوان بصری» مشتمل بر بیانات حضرت آیت‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّه در «شرح حدیث عنوان بصری» است که در آن به شرح و تفسیر فقره «و جملة اشتغاله فیما أمره تعالي به و نهاه عنه» می‌پردازند. مجلد هشتم از این مجموعه، با موضوع تبیین «تشریع و تکوین» به ارباب نظر و صاحبان بصیرت ارائه و تقدیم می‌گردد.

سرای جاوید

عنوان بصری جلد 8

52
  • یعنی یا من باید باشم یا کسی که با نفس من در ارتباط و در اتّصال است؛ همان حرف آقای حدّاد! ببینید، یک مسئله است. فتوا یعنی در مَعرَض؛ پخش کردن! خب داریم می‌بینیم، مشخّص است دیگر!

  • و بُرهانٍ مِن رَبّه؛ «و باید برهان داشته باشد از ناحیۀ پروردگار!»

  •  برهان یعنی چه؟ یعنی دلیل! روز قیامت [که می‌گویند]: «برای چه فتوا دادی؟» [بگویی]: «به این دلیل!» تا خدا نتواند حرف بزند. امّا من که در اوّلین مراتب تزکیۀ نفس گرفتار هستم و پایم در وَحَل1 است، آیا من هم می‌توانم این کار را انجام بدهم و من هم می‌توانم خود را در مَعرَض فتوا در بیاورم؟!

  •  می‌گویند: «آقا، اگر انجام ندهیم مردم چه می‌کنند؟» به شما چه مربوط است که مردم چه می‌کنند؟ مردم صاحب دارند، مردم امام دارند، خودش می‌داند با این مردم چه کند، به شما چه مربوط است؟! چه کسی آمده به شما ولایت این مردم را داده است؟! چه کسی آمده به شما وکالت داده است؟! چه کسی آمده شما را قیّم برای دین مردم کرده است؟! مردم خودشان می‌دانند.

  •  ما برویم کنار، امام خودش درست می‌کند. ما نمی‌گذاریم او بیاید جلو، نه‌اینکه از گرفتاری [باشد]! خیلی مسئله فرق می‌کند. چرا امام نمی‌آید؟ ما می‌گوییم: «نیازی به حضرت‌عالی نیست، ما خودمان در اینجا هستیم، می‌خواهید بیایید چه‌کار کنید؟! بهتر است در همان حال غیبت باشید!» این مطلبی که عرض می‌کنم شوخی نیست! آن چیزی است که در نیّت‌های ما منطوی و مکنون است، امّا به‌خاطر مصالح اینها را ظاهر نمی‌کنیم، ولی خودمان را هم نمی‌توانیم گول بزنیم! برای ما هم امتحان پیش می‌آید، برای ما هم هزار موقعیّت پیش می‌آید. بله، می‌گوییم امام زمان بیاید، یا ابن الحسن عجّل علیٰ ظُهورِک، ما منتظریم! بیاید چه [بشود]؟ یک امتحان پیش بیاید [می‌بینیم که] اصلاً و ابداً! کجا بیاید؟!

    1. گِل و لای، لجن. (محقّق)