
عنوان بصری جلد 8
شرح و تفسیر فقره «و جملة اشتغاله فیما أمره تعالي به و نهاه عنه»
جلد هشتم از مجموعۀ «عنوان بصری» مشتمل بر بیانات حضرت آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه در «شرح حدیث عنوان بصری» است که در آن به شرح و تفسیر فقره «و جملة اشتغاله فیما أمره تعالي به و نهاه عنه» میپردازند. مجلد هشتم از این مجموعه، با موضوع تبیین «تشریع و تکوین» به ارباب نظر و صاحبان بصیرت ارائه و تقدیم میگردد.
عنوان بصری جلد 8
51کار بیشتر انجام نمیدهد! این میشود چه؟ کسی که به مقام تهذیب نفس رسیده است.
لزوم صفای سِرّ و اخلاص عمل در شخصِ فتوا دهنده
و همینطور راجع به مسائل مهمتر، مسائل مرجعیّت و مسائل فتوا هم قضیّه همین است. شما خیال میکنید هر کسی میتواند فتوا بدهد؟! هر کسی میتواند خودش را مطرح کند: أیّها النّاس، بیایید از من تقلید کنید، من أعلم هستم؟! نه آقا جان، اینطور نیست! لا یَحلُّ الفُتیا إلّا لِمَن یَستَفتی مِن اللَه بصَفاءِ سِرِّه و بُرهانٍ مِن رَبّه فی عَلانیَتِه و ظاهِرِه.1
فتوا جایز نیست! ممکن است یک شخص مجتهد باشد و شخصی هم از او تقلید کند که بحثی در آن نیست؛ امّا مقام فتوا یعنی مقام اظهار، یعنی کسی بیاید خودش را مطرح کند! این منظور است. ممکن است یک شخص مجتهد باشد، به مرحلۀ تهذیب هم نرسیده باشد، مجتهدی باشد عادل برای خودش، یکی میآید میگوید: «آقا، من میخواهم از شما تقلید کنم!» میگوید: «میخواهی بکن، من همین هستم، حکمم همین است، میخواهی تقلید کن، نه رساله دارم، نه چیزی دارم، بفرما، دلت میخواهد تقلید کن، برو تحقیق کن و خودت هم روز قیامت برو جواب بده!» ولی یک کسی میآید رساله پخش میکند! یعنی چه؟ یعنی بیایید از من تقلید کنید! این مسئله است.
امام صادق علیه السّلام میفرماید:
جایز نیست در معرضِ فتوا قرار گرفتن مگر برای کسی که مستقیم با سرّ و نفس خودش حکم را از خدا بگیرد.
- مصباح الشّریعة، ص ١٦:
«قالَ الصّادق علیه السّلام: ”لا یَحِلُّ الفُتیا لِمَن لا یَصطَفی [یَستَفتی] مِن اللَهِ تعالیٰ بِصَفاءِ سِرِّه و إخلاصِ عَمَلِه و علانیّتِه و بُرهانٍ مِن رَبِّهِ فی کلِّ حالٍ!“» فقاهت در تشیّع، ص ٤٧:
«حلال نیست فردی متصدّی مقام فتوا شود که با چشم قلب و صفای سرّ و از روی اخلاص در عملش و اخلاص در کارهای آشکارش، از خودِ پروردگار حکم و تکلیف را بهدست نیاورده باشد و با برهان و حجّت قاطع، کشف حقیقت و واقع را از خداوند استحصال ننموده باشد!»
- مصباح الشّریعة، ص ١٦:
