
عنوان بصری جلد 8
شرح و تفسیر فقره «و جملة اشتغاله فیما أمره تعالي به و نهاه عنه»
جلد هشتم از مجموعۀ «عنوان بصری» مشتمل بر بیانات حضرت آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه در «شرح حدیث عنوان بصری» است که در آن به شرح و تفسیر فقره «و جملة اشتغاله فیما أمره تعالي به و نهاه عنه» میپردازند. مجلد هشتم از این مجموعه، با موضوع تبیین «تشریع و تکوین» به ارباب نظر و صاحبان بصیرت ارائه و تقدیم میگردد.
عنوان بصری جلد 8
50داشتند و همکاری و همگامیای که با رهبر انقلاب در سنۀ ٤٢ داشتند و بعد همانطوریکه خدمتتان عرض کردم، در سابق مسائلی پیش آمد که ایشان مضطر شدند بر اینکه فاصله بگیرند، قضایایی پیش آمد که فکر و ذهن ایشان را به خود مشغول کرده بود که بالنّتیجه از قضایا و از مسائل کنارهگیری کردند. در آن سال مشرّف شدند برای عتبات و خدمت استادشان مرحوم حاج سیّد هاشم حدّاد که رسیدند، ایشان میفرمودند:
همان شب اوّل راجع به این قضیّه ایشان با من صحبت کردند و گفتند:
«آقای آقا سیّد محمّدحسین، تصدّی این امور نمیشود یا با امام زمان یا با نائب آن حضرت که اتّصال مستقیم به آن حضرت دارد! شما کدام یکی از این دو تا بودید؟ شما امام زمان بودید؟! یا اینکه متّصل بودید؟!»
این مطلب را من تا بهحال نقل نکردهام، الآن نقل میکنم. البتّه این جریاناتی که بهوجود آمد در همان محدوده مُمضیٰ بود، در همان محدوده! صحبت راجع به ادامۀ مسئله بود که ایشان متوجّه شدند مطلب با آنچه که قبلاً فکر میشد، در مسائل و حدودی اختلاف دارد؛ لذا همانطوریکه خدمتتان عرض کردم کنار آمدند. بعد که خدمت استادشان آقای حدّاد رسیدند، ایشان میخواهند این را بگویند: «آقای آقا سیّد محمّدحسین، شما که هنوز به مرتبۀ آن تهذیب نرسیدهای و نفست آنطورکه باید و شاید اتّصال مستقیم با ولیّ حیّ، حضرت بقیّةاللَه أرواحُنا لتراب مَقدمه الفِداء ندارد، چگونه به خودت اجازه دادی که در این مسیرِ به این عظمت و این مهمّی و اینقدر با اهمّیت، این قدمها را برداری؟! خب حالا فهمیدی؟! حالا فهمیدی که مسئله با آن فکری که قبلاً میکردی فرق میکند؟!»
این همان است که باید نفس آن شخصی که تصدّی میکند به مرحلهای از تهذیب برسد که دیگر با امام زمان فرقی نداشته باشد! در یک کنار، از آنجا بگیرد و پخش کند، بگیرد و بدهد! به ایننحو باشد، نهاینکه امروز یک حرفی بزنیم، فردا یکی دیگر بگوییم، پسفردا یکی دیگر بگوییم، پسان فردا یکی دیگر بگوییم و همینطور، همینطور هر روز و هر سال یک حرفی بزنیم؛ نه، او یک حرف بیشتر نمیزند، یک
