
عنوان بصری جلد 8
شرح و تفسیر فقره «و جملة اشتغاله فیما أمره تعالي به و نهاه عنه»
جلد هشتم از مجموعۀ «عنوان بصری» مشتمل بر بیانات حضرت آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه در «شرح حدیث عنوان بصری» است که در آن به شرح و تفسیر فقره «و جملة اشتغاله فیما أمره تعالي به و نهاه عنه» میپردازند. مجلد هشتم از این مجموعه، با موضوع تبیین «تشریع و تکوین» به ارباب نظر و صاحبان بصیرت ارائه و تقدیم میگردد.
عنوان بصری جلد 8
191توقّف میکند، حرکت نمیکند. همین عمل برای یک فرد دیگر اشکال ندارد، امّا نفس این شخص به یک کیفیّتی است که اگر این گشایش بخواهد برای او باشد جلوی رشد او را میگیرد، و اگر انسان بر این قضیّه مطّلع بشود خودش پیشاپیش استقبال میکند، امّا صلاح نیست که مطّلع بشود؛ اگر مطّلع بشود که فایده ندارد!
منبابمثال شما بدانید اگر الآن بخواهید مسافرت کنید به فلان شهرستان و خیلی هم مایلید و در آنجا یک مجلسی است، یک جریانی است، دوستانتان را ببینید، تفریحی بخواهید انجام بدهید، اگر بخواهید در آنجا شرکت کنید با تمام شوق و رغبت و اشتیاقی که دارید، فرض کنید که در آنجا وسیلۀ شما در آن موقعیّت خطرناک سقوط میکند و شما در درّه ساقط میشوید و از دنیا میروید. اگر برای شما این مسئله روشن بشود یا در مکاشفه روشن بشود یا در خواب روشن بشود که این سفر شما با این پدیده رو به رو است، اگر صد میلیون هم به شما بدهند نمیروید! کیست که برود؟! مگر کسی دیوانه است که بخواهد برود وقتی که بداند اگر اینجا را برود در خطر میافتد! حالا اگر برای شما روشن بشود و نروید، هنر کردهاید؟! دیگر هنر نکردهاید!
اینکه انسان عبور میکند، در وقتی است که پا روی نفس بگذارد و با عدم اطّلاع از عواقب، این عمل را انجام بدهد؛ آنجا است که حرکت میکند. اگر اطّلاع داشته باشد فایده ندارد؛ هر بچّهای هم باشد این کار را انجام نمیدهد، مگر یک شخصی دیوانه باشد!
مخفیبودن حقایق امور از دیدگاه انسان موجب رشد نفسانی و تقویت عبودیّت
لذا خدای متعال حقایق اشیاء را از این نقطهنظر بر ما مخفی کرده است که ما در مقام امتثال و اطاعت موجب رشد نفسانیِ خودمان بشویم، پردههای جهل بهواسطۀ سرکوبیِ نفس کنار برود؛ امّا در مقامی که خودِ نفس رغبت داشته باشد، خودِ نفس اشتیاق داشته باشد، خب در آن مقام رشد وجود ندارد!
از این جهت امام صادق علیه السّلام در اینجا میخواهند این را بفرمایند: شخص وقتی به مقام عبودیّت میرسد که تمام اشتغالش و تمام کارهایش دیگر از مرتبۀ نفس بیرون آمده باشد. اینکه «این کار را انجام بدهم بهتر است یا نه؟» دیگر در کارش نباشد. وقتی انسان خودش را کنار گذاشت و خود را مملوک دیگری دید و خود را
