اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عنوان بصری جلد 8

شرح و تفسیر فقره «و جملة اشتغاله فیما أمره تعالي به و نهاه عنه»

0
جلد ها

جلد هشتم از مجموعۀ «عنوان بصری» مشتمل بر بیانات حضرت آیت‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّه در «شرح حدیث عنوان بصری» است که در آن به شرح و تفسیر فقره «و جملة اشتغاله فیما أمره تعالي به و نهاه عنه» می‌پردازند. مجلد هشتم از این مجموعه، با موضوع تبیین «تشریع و تکوین» به ارباب نظر و صاحبان بصیرت ارائه و تقدیم می‌گردد.

سرای جاوید

عنوان بصری جلد 8

188
  • آنچه را که در این دنیا بر او می‌گذرد راحت و آسان طی می‌کند؛ و کسی که به این مسائل نپردازد، دنیا بر او سخت می‌شود، دنیا بر او تنگ می‌شود، مصائب و ناگواری‌های دنیا او را در بر می‌گیرد و او را خسته می‌کند و زده می‌کند و دلسرد می‌کند و دل شکسته می‌کند و در آن گرداب و غرقابِ این حوادث او را غرق می‌کند!

  •  خواجه می‌گوید: نه، تو نمی‌توانی این کار را انجام بدهی! با این اذکار و با این توجّه و جذب این جلوات، مطالب برای تو راحت می‌شود! این کار را انجام دادیم، به نتیجه نرسید، می‌خندد! عجب، این که دارد می‌خندد! این کار انجام داده شد، به نتیجه رسید، خوشحال نمی‌شود! این کار مورد توقّع بود، ولی سرانجام پیدا نکرد، نکرد که نکرد، برای هزار نفر سرانجام پیدا نمی‌کند، ما هم می‌شویم هزار و یکمی، جای دوری نرفته است! این مسئله به این‌نحو شد، خب شد که شد!

  •  چرا؟ چون او به‌دنبال مطلب دیگری است، او به‌دنبال هدف دیگری است! او این أعمال را فقط از باب تکلیف دارد انجام می‌دهد: خدا گفته انجام بدهیم، داریم انجام می‌دهیم؛ همین!

  •  آنچه که مقصود سالک است و بالاترینِ مقاصد است و بالاترینِ اهداف است، همان جنبۀ عبودیّتِ او است: خدایا، ما را عبد قرار بده، دیگر هیچ از تو نمی‌خواهیم!

  • دعا و مسئلت از پروردگار با حفظ مقام عبودیّت، امری ممدوح و مورد سفارش

  •  البتّه این مسئله یک وقت موجب این نشود که انسان از سایر مسائل غفلت کند! بسیاری از رفقا و دوستان این مطلب را به من متذکّر شده‌اند: اینکه شما می‌گویید انسان دعا نکند و چه نکند، منظور این است که انسان هیچ دعا انجام ندهد و به‌طور کلّی ترک کند؟! خب این خلاف روشی است که ما می‌بینیم، خلاف آن چیزی است که در قرآن1 و روایات است!2

    1. رجوع شود به سوره بقره (٢) آیه ١٨٦؛ سوره اعراف (٧) آیه ٥٥؛ سوره نمل (٢٧) آیه ٦٢؛ سوره غافر (٤٠) آیه ٦٠.
    2. رجوع شود به الکافی، ج ٢، ص ٤٦٦ ـ ٤٨١. به عنوان نمونه روایاتی ذکر می‌شود: ←