
عنوان بصری جلد 8
شرح و تفسیر فقره «و جملة اشتغاله فیما أمره تعالي به و نهاه عنه»
جلد هشتم از مجموعۀ «عنوان بصری» مشتمل بر بیانات حضرت آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه در «شرح حدیث عنوان بصری» است که در آن به شرح و تفسیر فقره «و جملة اشتغاله فیما أمره تعالي به و نهاه عنه» میپردازند. مجلد هشتم از این مجموعه، با موضوع تبیین «تشریع و تکوین» به ارباب نظر و صاحبان بصیرت ارائه و تقدیم میگردد.
عنوان بصری جلد 8
177ابزارهای مشترک! [یا میگوید]: «ما به عرف مراجعه میکنیم، ببینیم عرف در این قضیّه چه میگوید. وقتی که در این مسئله به بن بست برخورد کردیم نظر عرف را میسنجیم.»
انسان میآید این موارد متعدّدی را که ما به الإشتراک طرفین است بررسی میکند، امّا اگر یک شخص گفت: «آقا، من با شما بحث میکنم، هیچ چیز را هم قبول ندارم!» حالا شما چه جوری میخواهید با او بحث کنید؟ میگویید: «خداحافظ شما!» و دیگر معطّل نمیشوید. [میگوید]: «من نه عقل را قبول دارم، نه عرف را قبول دارم، نه پیغمبر را قبول دارم!» میگویید: «پس چه؟ پس خودت را هم قبول نداری دیگر! پس تو روی چه چیز میخواهی بحث کنی؟ شما روی چه معیاری میخواهی صحبت کنی؟!» [میگوید]: «هیچ، همان حرفی که خودم میزنم!» اینجا دیگر انسان نباید خودش را معطّل کند. باید بگوید: «خداحافظ شما، شما را به خیر و ما را به سلامت!»
امیرالمؤمنین در یکهمچنین شرایطی گیر کرده است! میگوید: «آخر برای چه من باید بیایم با این بیعت کنم؟! آیا در غدیر خم پیغمبر او را منصوب به خلافت کرد؟ آیا از پیغمبر نوشتهای دارد؟» اینکه پیغمبر همین دیروز ـ یک روز قبل از فوتش ـ آمد روی همین منبر و جریان غدیر را یادآور شد و فرمود: «إنّی تارکٌ فیکم الثّقلینِ؛ کتابَ اللَه و عِترتی!»1 همۀ اینها را همین دیروز پیغمبر بیان کرد!
لزوم بررسی دائمی موقعیّت نفسانی خود در قبال پذیرش حق
اینها عجیب است، اینها همه برای ما عبرت است؛ یعنی برای امروز ما، برای همین وضعیّت ما! خیال نکنید جریان امیرالمؤمنین یک جریانی بود و تمام شد؛ جریان امیرالمؤمنین یک الگوی تاریخی است و تاریخ همیشه تکرار میشود! برای همۀ افراد هم تکرار میشود و برای هر شخص و در هر زمان و در هر وضعیّت!
آخر روی چه اساسی الآن من باید بیایم با این بیعت کنم؟! آیا علمش از من
- کفایة الأثر، ص ١٦٣؛ دعائم الإسلام، ج ١، ص ٢٨. امام شناسی، ج ٤، ص ٢٠٦:
«من در میان شما دو چیز پر اهمیّت و گرانقیمت باقی میگذارم: کتاب خدا و عترت من که اهلبیت من هستند.»
- کفایة الأثر، ص ١٦٣؛ دعائم الإسلام، ج ١، ص ٢٨. امام شناسی، ج ٤، ص ٢٠٦:
