
عنوان بصری جلد 8
شرح و تفسیر فقره «و جملة اشتغاله فیما أمره تعالي به و نهاه عنه»
جلد هشتم از مجموعۀ «عنوان بصری» مشتمل بر بیانات حضرت آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه در «شرح حدیث عنوان بصری» است که در آن به شرح و تفسیر فقره «و جملة اشتغاله فیما أمره تعالي به و نهاه عنه» میپردازند. مجلد هشتم از این مجموعه، با موضوع تبیین «تشریع و تکوین» به ارباب نظر و صاحبان بصیرت ارائه و تقدیم میگردد.
عنوان بصری جلد 8
176درک نکردند. همۀ ائمّه علیهم السّلام در مدینه بودند؛1 امام رضا فقط دو سه سالی در مَرو آمدند و حتّی مسئله به دو سال هم کشیده نشد2 و تمام ایّامشان در مدینه بودند؛ موسی بن جعفر همینطور و همۀ ائمّه در مدینه بودند و همه با این جریانات بودند، همه با این اوضاع بودند. امیرالمؤمنین را همین دیروز در همینجا برای بیعت کردن آوردند! ببینید، اینها همانها هستند. میگویند: «باید بیعت کنی!» امیرالمؤمنین میگوید: «برای چه بیعت کنم؟» دَم همین ستون، همین ستونی که الآن در چند متری ما قرار دارد. افرادی که به آنجا رفتهاند این مسئله را کاملاً میتوانند درک کنند. همین ستونی که الآن در چند متری ما است، حضرت را در همینجا نشانده بودند و آن دوّمی هم شمشیر را گرفته بود بالای سر حضرت که باید با این بیعت کنی! [حضرت می فرمایند]: «آخر برای چه بیعت کنم؟ این مرجع تقلید من است؟ رساله دارد؟ این که دست چپ و راست خودش را نمیشناسد! این استاد من است؟ این پیغمبر است؟ این از پیغمبر نامه دارد؟ نوشته دارد که بعد از من [او است]؟ آخر من روی چه حسابی باید با این بیعت کنم؟!» میگویند: «ما حساب سرمان نمیشود، حساب نمیفهمیم، باید بیعت کنی!»3
آنوقت امیرالمؤمنین اینجا به آنها چه بگوید؟ یعنی از چه ابزاری استفاده کند؟ دیگر ابزار در دست ندارد! وقتی که انسان با یک شخص صحبت میکند، از آن مسائل و ابزاری که بین طرفین ما به الإشتراک است استفاده میکند. اوّل مینشیند میگوید: «آقا، شما چه مطلبی را قبول دارید؟ شما یک مسائلی را قبول داشته باشید که ما قبول داشته باشیم، آنوقت روی آن مسائل با هم بحث میکنیم.» فرض کنید که [میگوید]: «ما فلان کس را قبول داریم.» [میگوییم]: «بسیار خوب، ما بحث میکنیم، اگر در یک مسئله اختلاف داشتیم به فلان کس مراجعه میکنیم و هرچه او گفت میپذیریم.» خب این یکی از
- الإرشاد، ج ٢، ص ٥ و ٢٧ و ١٣٧ و ١٥٨ و ١٧٩ و ٢١٥ و ٢٤٧ و ٢٧٣ و ٢٩٧ و ٣١٣.
- رجوع شود به تاریخ الیعقوبی، ج ٢، ص ٤٤٨ ـ ٤٥٣.
- رجوع شود به الإمامة و السّیاسة، ج ١، ص ٢٨ ـ ٣٣.
