اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عنوان بصری جلد 8

شرح و تفسیر فقره «و جملة اشتغاله فیما أمره تعالي به و نهاه عنه»

0
جلد ها

جلد هشتم از مجموعۀ «عنوان بصری» مشتمل بر بیانات حضرت آیت‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّه در «شرح حدیث عنوان بصری» است که در آن به شرح و تفسیر فقره «و جملة اشتغاله فیما أمره تعالي به و نهاه عنه» می‌پردازند. مجلد هشتم از این مجموعه، با موضوع تبیین «تشریع و تکوین» به ارباب نظر و صاحبان بصیرت ارائه و تقدیم می‌گردد.

سرای جاوید

عنوان بصری جلد 8

161
  • فرزند یکی از اولیای الهی که از اساتید مرحوم پدر ما بود، ایشان برای خود من نقل کرد که در سفری که در ایّام سابق برای عتبات رفته بودند، آن زیارت عتبات و اماکن مشرّفه حال و هوایی برای ایشان به‌وجود آورده بود که دیگر نمی‌خواست به ایران برگردد و می‌خواست در همان‌جا بماند و دیگر اصلاً تا آخر عمر در آنجا بماند! درحالی‌که ایشان سرپرستی برادران خردسال خودش را در آن‌موقع که پدرش از دنیا رفته بود به عهده داشت و تصمیم بر این گرفته بود که وقتی به ایران برمی‌گردد، دیگر مسائل خودش را به‌نحوی تنظیم کند و ترتیب بدهد و به عراق برگردد و دیگر در آنجا بماند. آن شب آخر پدرش را در خواب دید، گفتند:

  • فلانی یک دست کشیدن بر سر این (در آن‌موقع برادر ایشان، تقریباً حدود پنج شش سال سنّش بود) از گذشت یک عمر در این اماکن برای تو ثوابش بیشتر است!

  •  یک عمر در اینجا بمانی به‌اندازۀ یک دست کشیدن به سر این نمی‌رسد! درست شد؟ حساب است آقا جان! هر چیزی در این دنیا روی حساب خودش باید انجام بگیرد؛ نمازش به‌جای خود، روزه‌اش به‌جای خود، حجّش به‌جای خود، کمک به ایتام به‌جای خود، حرامش به‌جای خود، واجب به‌جای خود! نه خودسری و نه افراط!

  •  ما در اینجا دیگر مطلب را راجع به این‌مقدار از دیدگاه نسبت به این قضیّه تمام می‌کنیم. إن‌شاءاللَه اگر خداوند توفیق بدهد لولا البداء، در جلسۀ آینده به دیدگاه دوّم نسبت به این عبارت امام صادق می‌پردازیم.

  • دستورات اولیای الهی و معصومین براساس نظام تکوین و تشریع

  •  پس محصّل کلام تا اینجا این شد که بر طبق آن کیفیّتی که خدای متعال، نفس را خلق فرموده است و استعدادِ برای تکامل را در او به‌وجود آورده است، این احکام و این تکالیفی که خداوند برای ما تدوین فرموده، همۀ اینها نه تعبّداً، بلکه وجداناً و شهوداً و تکویناً و به‌عنوان واقعیّت، نه به‌عنوان تعبّد و پذیرش و نه به این عنوان که خدا گفته ما قبول می‌کنیم و بعد خدا این اثر را به‌وجود می‌آورد؛ نه، این‌طور نیست! گرچه اگر این هم باشد باز اشکال ندارد؛ ولی نه، خود این عمل در عالم آفرینش،