
عنوان بصری جلد 8
شرح و تفسیر فقره «و جملة اشتغاله فیما أمره تعالي به و نهاه عنه»
جلد هشتم از مجموعۀ «عنوان بصری» مشتمل بر بیانات حضرت آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه در «شرح حدیث عنوان بصری» است که در آن به شرح و تفسیر فقره «و جملة اشتغاله فیما أمره تعالي به و نهاه عنه» میپردازند. مجلد هشتم از این مجموعه، با موضوع تبیین «تشریع و تکوین» به ارباب نظر و صاحبان بصیرت ارائه و تقدیم میگردد.
عنوان بصری جلد 8
154است! صحبت که میکند ظلمت در دل آدم میآید. از امام و از پیغمبر حرف میزند، ولی انگار یک چیز پوشالی و توخالی است! خودش هم نمیفهمد چه دارد میگوید! ولی این شخص که حرف میزند، به انسان جان میدهد، روح میدهد، عوض میکند. او هم که حرف میزند همین را میگوید و همین حرف را میزند و همین مطلب را میگوید. آنچه را که ما داریم در همین کتابها است و از ائمّه است دیگر! ما که از خودمان چیزی نیاوردهایم، چیزی هم نداریم. مطالبی که در کافی است و در کتب احادیث از امام صادق داریم این را میگوییم، آنوقت افتخارش را هم ما میکنیم! هنر ما این است؛ مطلب را از امام میگیریم، آنوقت فخرش برای ما است، افتخارش برای ما است! این شخص هم میآید همان حرف را میزند، ولی وقتی که حرف میزند، انسان میبیند فقط از همین مرتبۀ ظاهر رد نمیشود، از همین کلام عبور نمیکند، فقط از همین صحبت نمیگذرد، فقط در حال لفّاظی و پرداختن به تعبیرات و زیباسازی کلام و اینها میگذراند! امّا این که میآید صحبت میکند [به انسان جان میدهد].
تفاوت عمل اولیای الهی با علمای ظاهر
مرحوم آقا واقعاً اینطور بودند. وقتی که انسان پیش ایشان مینشست، حرفی که میزدند انسان احساس میکرد که این یک حال و هوای دیگری دارد، ولو یک جمله میگفتند! مرحوم علاّمه طباطبائی وقتی که صحبت میکردند انسان احساس میکرد که مطلب یک حیات و یک نشاطی در آن نهفته است.
بنده همان حرف و همان صحبت علاّمه را از شخص دیگری شنیدم، ولی بهمحض اینکه شنیدم گفتم این چه کسی است دارد این حرفها را میزند؟! چطور میشود این صحبتها بشود؟! صحبتهای به این خوبی، پس چرا کدورت دارد میآورد؟! فقط کدورت این نیست که انسان در غنا و آلات موسیقی و امثالذلک برایش پیدا بشود؛ نه، حرف خدا میزند ولی این خدا کدورتآور است! حرف از پیغمبر میزند، ولی کدورتآور است! حرف از معارف میزند، ولی کدورتآور است! چرا؟! چون این مطالب فقط در دریچۀ ظاهر نفس او قرار گرفته، نه در باطن! در باطن رسوخ نکرده است؛ لذا افرادی که اینها دارای چشم ملکوتی هستند، تأثیرات
