اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

قواعد فقهیه ج2

قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش دوم) وقاعده لاحرج

0
فقه واصول
جلد ها

جلد دوم قواعد فقهیه،از دروس آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره استاد فقید در این اثر با تمرکز بر تحلیل مبانی، ملازمات و ارتباط این قواعد و ضمایم آن، طرحی جدید از فقه کاربردی در علوم اسلامی و مباحث حقوقی ارائه می نماید. آنچه در این جلد آمده: • بحث علمی - فنی از دو قاعده مهم فقهی: لاضرر و لا ضرار و لاحرج (قاعدۀ لاضرر بیشتر به جنبۀ عقلانی و قاعدۀ لاحرج نظر به جنبۀ ارتکازی دارد) • بررسی رابطۀ قاعده لاضرر با ادلّه احکام اولیه و نقد اشکالات و نظریات مطروحه در این قاعده • تحلیل جهات‌ عقلانی و شرعی در تشریع احکام • توجه به ملازمات بین حکم عقل و شرع و ضرورت سنجش وقایع عرفی با ملاکات عقلانی و شرعی • بررسی ادله، سعه قاعده و رابطه قاعده لاحرج با سایر قواعد

قواعد فقهیه ج2

98
  •  لأنّا نقول: چرا خود رسول خدا این مسئله را بیان نکردند و نفرمودند که اگر یک‌جا از نشستن روی صندلی، تکبّر استشمام نشود، در آنجا نشستن روی صندلی اشکالی ندارد؟! اینکه حضرت به‌طور مطلق می‌فرماید، یعنی اصلاً به‌طور کلی خدا از این قسم نشستن ناراحت است. پس در این‌صورت با حکم عقل معارضه می‌کند و آن حکم عقل را کنار می‌زند.

  • ضرورت لحاظ تمام احکام شرع به‌عنوان مجموعه‌ای واحد جهت رسیدن به ملاک حسن و قبح

  •  بنابراین برای رسیدن به آن ملاک کلی در حسن‌وقبح عقلی باید همۀ احکام را من‌حیث‌المجموع در نظر بگیریم. لذا می‌بینیم گاهی ولو اینکه آن ملاکات عرفی به‌خاطر جهتی با روح اسلام در تعارض است، اما ما موظّف هستیم که به آن عمل کنیم. من‌باب‌مثال بنا کردن سقف‌ها و مناره‌ها در مساجد مخالف با سنت است.1 سنت رسول خدا «عَریشٌ کَعَریشِ موسیٰ»2 است. مناره هم باید در حدّ قامت یک مؤذن باشد،3 نباید بالاتر از دیوار باشد4 و نباید مشرف بر منازل مردم باشد.5 اینها سنت است، لذا در روایات داریم که وقتی حضرت ظهور کند تمام این مساجد را خراب می‌کند و گنبدها را از بین می‌برد؛6 اما وقتی راوی از آن حضرت سؤال می‌کند که در اینجا ما چه کنیم؟ حضرت می‌فرماید: «در اینجا شما انجام بدهید، آن مربوط به زمان قائم ماست.»7

    1. جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به اسرار ملکوت، ج ٣، ص ١٥٢.
    2. الکافی، ج ٣، ص ٢٩٦.
    3. همان، ص ٣٠٧.
    4. تهذیب الأحکام، ج ٣، ص ٢٥٦.
    5. همان، ص ٢٥٣؛ علل الشرائع، ج ٢، ص ٣٢٠.
    6. الإرشاد، ج ٢، ص ٣٨٥؛ الغیبة، شیخ طوسی، ص ٤٧٢ و ٤٧٣. من لا یحضره الفقیه، ج ١، ص ٢٣٦:
      «قال أبوجَعفَرٍ علیه السّلام: ”أوّلُ ما یَبدَأُ بِهِ قائِمُنا سُقوفُ المَساجِدِ فَیُکَسِّرُها و یَأمُرُ بِها فَیُجعَلُ عَریشًا کَعَریشِ موسَی.“»
    7. الکافی، ج ٣، ص ٣٦٨:
      «سُئِلَ أبوعبدِاللَهِ علیه السّلام عن المَساجِدِ المُظَلَّلَةِ أ یُکرَهُ الصّلاةُ فیها؟ قال: ”نَعَم، ولٰکِن لا یَضُرُّکُمُ ← ← الیَومَ؛ ولو قد کان العَدلُ لَرَأیتُم کیف یُصنَعُ فی ذٰلِک... .»