اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

قواعد فقهیه ج2

قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش دوم) وقاعده لاحرج

0
فقه واصول
جلد ها

جلد دوم قواعد فقهیه،از دروس آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره استاد فقید در این اثر با تمرکز بر تحلیل مبانی، ملازمات و ارتباط این قواعد و ضمایم آن، طرحی جدید از فقه کاربردی در علوم اسلامی و مباحث حقوقی ارائه می نماید. آنچه در این جلد آمده: • بحث علمی - فنی از دو قاعده مهم فقهی: لاضرر و لا ضرار و لاحرج (قاعدۀ لاضرر بیشتر به جنبۀ عقلانی و قاعدۀ لاحرج نظر به جنبۀ ارتکازی دارد) • بررسی رابطۀ قاعده لاضرر با ادلّه احکام اولیه و نقد اشکالات و نظریات مطروحه در این قاعده • تحلیل جهات‌ عقلانی و شرعی در تشریع احکام • توجه به ملازمات بین حکم عقل و شرع و ضرورت سنجش وقایع عرفی با ملاکات عقلانی و شرعی • بررسی ادله، سعه قاعده و رابطه قاعده لاحرج با سایر قواعد

قواعد فقهیه ج2

75
  • ﴿أَفَلَمۡ يَسِيرُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَتَكُونَ لَهُمۡ قُلُوبٞ يَعۡقِلُونَ بِهَآ أَوۡ ءَاذَانٞ يَسۡمَعُونَ بِهَا فَإِنَّهَا لَا تَعۡمَى ٱلۡأَبۡصٰرُ وَلٰكِن تَعۡمَى ٱلۡقُلُوبُ ٱلَّتِي فِي ٱلصُّدُورِ﴾؛1 «چرا این افراد در زمین حرکت نمی‌کنند و عبرت نمی‌گیرند و عقل‌های خودشان را به‌کار نمی‌اندازند؟!»

  • در اینجا تعقّل را به قلب نسبت داده است؛ یعنی قوۀ مدرکۀ آدمی عبارت است از قلب آدمی، آن قلبی که با إشراف به فطرت و ناموس عالم هستی می‌تواند حقایق را بگیرد.

  • «این أبصار و چشم‌هایی که می‌بینیم کور نیستند، بلکه کوری برای عقل است!»

  • یعنی وقتی پرده روی عقل انداخته می‌شود نمی‌تواند مجرّدات و حقایق مجرّده را ادراک کند، نمی‌تواند نور را از ظلمت و راه راست را از راه چپ تشخیص دهد، نمی‌تواند بین پیغمبر و بین سحر تفاوت قائل شود و نمی‌تواند بین شیطان و بین رحمان امتیاز قائل شود، و ولیّ خدا را جای غیر ولیّ قرار می‌دهد و از هوای نفس و شیطان متابعت می‌کند. این عدم ادراک برای این است که روی عقل خود پرده انداخته و نخواسته است که این عقل خودش را به‌کار بیندازد؛ یعنی به‌واسطۀ ریاست و انغمار در شهوات و به‌واسطۀ از دست ندادن نفسانیّات، نخواسته است تا آن حقایق واقعی را آن‌طورکه باید و شاید من حیث هی هی اتخاذ کند. وقتی که نخواست و عناد و جحد و انکار کرد، ما هم او را از مسائل بعدی مانع شدیم و مسائلی برای او به‌وجود آوردیم که او را بیشتر در این مسئله منغمر کنیم و بیشتر در این اشتباه فرو ببریم!

  •  البته نه‌اینکه خواست خداوند این بود که او در اشتباه برود،2 بلکه اول فرمود:

  • ﴿أَفَلَمۡ يَسِيرُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾؛ «چرا این افراد نخواستند عبرت بگیرند؟!»

  •  واقعاً انسان لو خُلیّ و طبعه اگر بخواهد به راه راست برود، خدا برای انسان راه راست را آماده و مهیّا می‌کند؛ اما چون از اول در مقابل حقیقت جبهه گرفتیم و مقابله کردیم، لذا خدا هم مطالبی که ما را بیشتر در این قضیه فرو می‌برد جلوی پای ما قرار

    1. سوره حج (٢٢) آیه ٤٦.
    2. جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به المیزان، ج ١٣، ص ٦٦؛ معاد شناسی، ج ٨، ص ٢١١.