
قواعد فقهیه ج2
قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش دوم) وقاعده لاحرج
جلد دوم قواعد فقهیه،از دروس آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره استاد فقید در این اثر با تمرکز بر تحلیل مبانی، ملازمات و ارتباط این قواعد و ضمایم آن، طرحی جدید از فقه کاربردی در علوم اسلامی و مباحث حقوقی ارائه می نماید. آنچه در این جلد آمده: • بحث علمی - فنی از دو قاعده مهم فقهی: لاضرر و لا ضرار و لاحرج (قاعدۀ لاضرر بیشتر به جنبۀ عقلانی و قاعدۀ لاحرج نظر به جنبۀ ارتکازی دارد) • بررسی رابطۀ قاعده لاضرر با ادلّه احکام اولیه و نقد اشکالات و نظریات مطروحه در این قاعده • تحلیل جهات عقلانی و شرعی در تشریع احکام • توجه به ملازمات بین حکم عقل و شرع و ضرورت سنجش وقایع عرفی با ملاکات عقلانی و شرعی • بررسی ادله، سعه قاعده و رابطه قاعده لاحرج با سایر قواعد
قواعد فقهیه ج2
74يُجٰدِلُونَ فِيٓ ءَايٰتِ ٱللَهِ بِغَيۡرِ سُلۡطٰنٍ أَتَىٰهُمۡ كَبُرَ مَقۡتًا عِندَ ٱللَهِ وَعِندَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ كَذٰلِكَ يَطۡبَعُ ٱللَهُ عَلَىٰ كُلِّ قَلۡبِ مُتَكَبِّرٖ جَبَّار﴾؛ یعنی مخالف ﴿ٱلَّذِينَ يُجٰدِلُونَ﴾، «الّذین لم یُجادلوا» میشود که بهعبارتدیگر، همان ﴿إِنَّ فِي ذٰلِكَ لَذِكۡرَىٰ﴾ است. در این دو آیه از عقل به قلب تعبیر شده است.
یا در سورۀ اعراف آیۀ ١٧٩ دارد:
﴿وَلَقَدۡ ذَرَأۡنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِ لَهُمۡ قُلُوبٞ لَّا يَفۡقَهُونَ بِهَا وَلَهُمۡ أَعۡيُنٞ لَّا يُبۡصِرُونَ بِهَا وَلَهُمۡ ءَاذَانٞ لَّا يَسۡمَعُونَ بِهَآ أُوْلٰٓئِكَ كَٱلۡأَنۡعٰمِ بَلۡ هُمۡ أَضَلُّ أُوْلٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡغٰفِلُونَ﴾؛1 «ما بسیاری از افراد را اصلاً برای جهنم خلق کردهایم!»
یعنی خلق آنها برای جهنم بود. البته به تعبیر عادی و آنطوریکه نحویّین فرمودهاند، یعنی مآل اینها جهنم است.2 اما به تعبیر عالی فلسفی، وقتی که علت غائی در ابتدای خلقتِ فاعل محرز شده باشد و فاعل با توجه به علت غائی، فعل خود را انشاء میکند، آنوقت قدری مسئله دقیق میشود و صورت دیگری بهخود میگیرد؛ یعنی از ابتدای خلقت، اینها برای جهنم مُنشأ و خلق شدهاند، همانطورکه از ابتدای خلقت یک عده برای بهشت و رفتن به رضوان الهی خلق شدهاند، و این سنت الهی قابل تغیّر و تبدّل نیست.
«این افراد قوۀ درّاکه و عاقله دارند ولی با این قوۀ عاقلۀشان تفقّه و فقه ندارند. این افراد چشمِ دل دارند ولیکن با این چشم دل نمیتوانند حقایق را ببینند. این افراد گوش شنوایی ملکوتی دارند ولی نمیتوانند با این گوش احساس بکنند. بنابراین این افراد ﴿كَٱلۡأَنۡعٰمِ﴾ میشوند (که راه هدایت بر آنها بسته است و مسیر آنها مشخّص است)؛ ﴿بَلۡ هُمۡ أَضَلُّ﴾ (چون أنعام به اهداف غائی خودشان میرسند، ولی اینها نمیرسند).»
کوری عقل بهواسطۀ انغمار در شهوات و نفسانیات
یا در سورۀ حج آیۀ ٤٦ میفرماید:
- سوره اعراف (٧) آیه ١٧٩.
- المیزان، ج ٨، ص ٣٣٤؛ مجمع البیان، ج ٤، ص ٣٩٨؛ شرح الرضی علی الکافیة، ج ٤، ص ٢٨٤.
