
قواعد فقهیه ج2
قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش دوم) وقاعده لاحرج
جلد دوم قواعد فقهیه،از دروس آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره استاد فقید در این اثر با تمرکز بر تحلیل مبانی، ملازمات و ارتباط این قواعد و ضمایم آن، طرحی جدید از فقه کاربردی در علوم اسلامی و مباحث حقوقی ارائه می نماید. آنچه در این جلد آمده: • بحث علمی - فنی از دو قاعده مهم فقهی: لاضرر و لا ضرار و لاحرج (قاعدۀ لاضرر بیشتر به جنبۀ عقلانی و قاعدۀ لاحرج نظر به جنبۀ ارتکازی دارد) • بررسی رابطۀ قاعده لاضرر با ادلّه احکام اولیه و نقد اشکالات و نظریات مطروحه در این قاعده • تحلیل جهات عقلانی و شرعی در تشریع احکام • توجه به ملازمات بین حکم عقل و شرع و ضرورت سنجش وقایع عرفی با ملاکات عقلانی و شرعی • بررسی ادله، سعه قاعده و رابطه قاعده لاحرج با سایر قواعد
قواعد فقهیه ج2
64اینجا این مسئله پیش میآید که در قضایایی که ابزار و ماشین و کامپیوتر و امثالذلک متعلّق به جامعه است و شخص به کمک اینها اکتشاف یا تألیفی میکند، ملکیت این حقّ اکتشاف یا تألیف چطور میشود؟ در اینجا باید سنجید که این شخص از خودش چقدر مایه گذاشته است و از جامعه برای کار خودش چقدر کمک گرفته است. این مسئلۀ خیلی دقیقی است!
اینطور نیست که بگوییم چون این شخص این عمل را انجام داده است پس این اکتشاف دیگر برای او است؛ بلکه او که این عمل را انجام داده است بهواسطۀ اموری مثل ماشین و کامپیوتر و امثالذلک بوده است که جامعه در اختیار او گذاشته است، بعد مقداری هم او زحمت کشیده و به این نتیجه رسیده است. بنابراین مثلاً ده یا بیست درصدش برای او است و بقیهاش به جامعه تعلق دارد و جهت عمومی و کلی دارد. این مطلب، انسان را به مسائلی میکشاند و چیزهای جدیدی پیش میآورد که البته الآن اینجا جایش نیست و من فقط به عنوان یک اشاره گفتم تا اینکه متوجّه بشوید.
این کتاب مبانی اقتصاد آقای مطهّری را باید مطالعه کرد. البته من نمیخواهم بگویم که همۀ مطالبش صحیح است. اینطور که معلوم است، این کتابی که چاپ شده است نظرات مطرحشدۀ عمومی نبوده، بلکه یادداشتهای پراکندهای بوده است که جمعآوری کردهاند و به نظر میرسد که اینها تنقیح نشده باشد و اگر خود ایشان بودند دخل و تصرفاتی در آنها میکردند. خود این کتاب فیحدّ نفسه نشان میدهد که ایشان در مبانی فقهی خیلی قوی نبودند، ولی از نقطهنظر اطلاع بر مسائل اجتماعی فکر خیلی روشنی داشتند. خواندن این کتاب بسیار مفید است. من ظاهراً حدود ده سال پیش همۀ این کتاب را البته به طور گذرا خوانده بودم و خوب هم به آن نگاه نکرده بودم و بدم نمیآید که دوباره بخوانم. یکی از مطالبی که ایشان در آن کتاب مطرح میکند همین قضیۀ مالکیّت فرد بر اختراع و امثالذلک است.1
- مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج ٢٠، نظری به نظام اقتصادی اسلام، ص ٤٣٥.
