
قواعد فقهیه ج2
قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش دوم) وقاعده لاحرج
جلد دوم قواعد فقهیه،از دروس آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره استاد فقید در این اثر با تمرکز بر تحلیل مبانی، ملازمات و ارتباط این قواعد و ضمایم آن، طرحی جدید از فقه کاربردی در علوم اسلامی و مباحث حقوقی ارائه می نماید. آنچه در این جلد آمده: • بحث علمی - فنی از دو قاعده مهم فقهی: لاضرر و لا ضرار و لاحرج (قاعدۀ لاضرر بیشتر به جنبۀ عقلانی و قاعدۀ لاحرج نظر به جنبۀ ارتکازی دارد) • بررسی رابطۀ قاعده لاضرر با ادلّه احکام اولیه و نقد اشکالات و نظریات مطروحه در این قاعده • تحلیل جهات عقلانی و شرعی در تشریع احکام • توجه به ملازمات بین حکم عقل و شرع و ضرورت سنجش وقایع عرفی با ملاکات عقلانی و شرعی • بررسی ادله، سعه قاعده و رابطه قاعده لاحرج با سایر قواعد
قواعد فقهیه ج2
52قهقرا هم نمیتوانیم اثبات عرفیتِ زمان شارع را بکنیم، چون استصحاب قهقرا مجمعٌعلیه بر بطلان است. مرحوم علامه در اینجا استصحاب قهقرا را بهطور کلّی مردود میدانند. البته ما در استصحاب قهقرا مطلبی داریم که در آینده میآید.1
اگر کسی بگوید: این عرفیت و معروفیّتِ امروز، کافی بر مصداقیّت برای عرفیت زمان شارع نیست و تا عرفیت در آن زمان ثابت نشود، استدلال به این آیات مشکل است.
در پاسخ گوییم: موضوعات عرفیه از عرف گرفته میشود و ربطی به شارع ندارد، مثلاً در ﴿أَحَلَّ ٱللَهُ ٱلۡبَيۡعَ﴾2 شما چه میگویید؟3
سه قول در دایرۀ شمول کلمۀ البیع در آیۀ ﴿أَحَلَّ ٱللَهُ ٱلبَیعَ﴾
از اینجا روشن میشود که نظر ایشان این است که شارع بیع را تأسیس نکرده، بلکه امضاء کرده است؛ چون در بیع یک جهت عام مورد نظر شارع است. البته در آنجا بحث است و اقوال فرق میکند. یک وقت میگوییم: آیا شارع بیع را تأسیس کرده یا بیع آن زمان را امضاء کرده است؟ در مورد ﴿أَحَلَّ ٱللَهُ ٱلۡبَيۡعَ﴾ میگوییم که شارع همان بیعی را که در آن موقع بوده امضاء کرده است.
البته ما در اینجا نظر دیگری داریم و میگوییم: «اصلاً بیع روی عنوان معاملۀ کلّی رفته است، چه در زمان شارع باشد و شارع امضاء کرده باشد یا در زمانهای بعد به انواع دیگر تحقّق پیدا کند.» این یک مطلب دیگری است، یعنی بالاتر است.
میتوانیم بگوییم در اینجا سه قول است:
قول اول: البیع ناظر به بیع خاص تأسیسی
قول اول اینکه شارع از پیش خود یک بیع و معاملۀ خاصی را با حدود و ثغور خودش بیان و تأسیس کرده است. این یک نظریه است و اصلاً کاری ندارد به اینکه چگونه در زمان جاهلیت معامله انجام میدادند، بیعشان چگونه بود، نسیه بود، نقد بود، صرف و سلم بود یا کالی به کالی بود؛ بلکه شارع گفته است: در معامله، مبیع و
- رجوع شود به نرمافزار کیمیای سعادت، متن شرح حکمت متعالیه، ج ٢٠، ص ٧٦٧، درس ٦٧٩.
- سوره بقره (٢) آیه ٢٧٥.
- مطلع انوار، ج ٧، ص ٢١٣.
