
قواعد فقهیه ج2
قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش دوم) وقاعده لاحرج
جلد دوم قواعد فقهیه،از دروس آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره استاد فقید در این اثر با تمرکز بر تحلیل مبانی، ملازمات و ارتباط این قواعد و ضمایم آن، طرحی جدید از فقه کاربردی در علوم اسلامی و مباحث حقوقی ارائه می نماید. آنچه در این جلد آمده: • بحث علمی - فنی از دو قاعده مهم فقهی: لاضرر و لا ضرار و لاحرج (قاعدۀ لاضرر بیشتر به جنبۀ عقلانی و قاعدۀ لاحرج نظر به جنبۀ ارتکازی دارد) • بررسی رابطۀ قاعده لاضرر با ادلّه احکام اولیه و نقد اشکالات و نظریات مطروحه در این قاعده • تحلیل جهات عقلانی و شرعی در تشریع احکام • توجه به ملازمات بین حکم عقل و شرع و ضرورت سنجش وقایع عرفی با ملاکات عقلانی و شرعی • بررسی ادله، سعه قاعده و رابطه قاعده لاحرج با سایر قواعد
قواعد فقهیه ج2
259مثلاً عقد نکاحی که مکرهاً علیه باشد باطل است و اثر شرعی بر آن مترتب نیست و امثالذلک. درعینحال روایاتی داریم که امام علیه السّلام در مورد عقد نکاح یا معاملات اکراهی با وجود اینکه ممکن است مصالحی شخصی بر این عقد یا معامله مترتب شده باشد، ولی حکم به بطلان کردند؛1 یعنی امام نفرمودند که اگر آن شخص دید مصلحت دارد میتواند نظر بدهد و عقد و معاملهاش درست است، بلکه امام گفتهاند: آن عقدی که مکرهاً علیها باشد فیحدّ نفسه باطل است. پس گرچه آن شخص بعداً متوجه شود که این عقد مصالحی دارد، ولی همچنان عقد باطل است. بنابراین این روایات دلیل بر این است که مسئلۀ امتنان در اینجا یک مسئلۀ نوعیه است، نه شخصیه.
نقد التزام به امتنان نوعی
جوابی که باید داد این است: در قضیۀ امتنان، احکام بر دو قسم تقسیم میشوند که یک قسم آن، احکامی است که علاوۀ بر آن جهت کلی، جهت شخصی هم در آنها لحاظ شده است. البته ما میتوانیم در اینجا استدلالاتی داشته باشیم: «إذا أمَرتُکم بِشیءٍ فَأتوا مِنه ما استَطعتم.»2 یا ﴿وَمَا جَعَلَ عَلَيۡكُمۡ فِي ٱلدِّينِ مِنۡ حَرَجٖ﴾3 یا ﴿لَا يُكَلِّفُ ٱللَهُ نَفۡسًا إِلَّا وُسۡعَهَا﴾.4
در اینجا میتوانیم به ادلهای که مقدار و حدّ تعلّق تکلیف به مکلفین را تعیین میکند تمسک کنیم، یعنی این ادلهای که تکالیفی را به نحو شمول به مکلفین تعلّق میدهد، در خصوص بعضی از مکلفین قائل به استثناء و حد میشود.5 این مسئلهای است که گاهگاهی هم مطرح شده است و جای بحث بسیار زیادی دارد.
- تهذیب الأحکام، ج ٧، ص ٣٨٦ و ٤٨٨؛ الکافی، ج ٦، ص ١٢٦.
- بحار الأنوار، ج ٢٢، ص ٣١؛ روضة المتقین، ج ١١، ص ١٠٨.
- سوره حج (٢٢) آیه ٧٨.
- سوره بقره (٢) آیه ٢٨٦.
- بهعنوان نمونه رجوع شود به الکافی، ج ٤، ص ١١٨، بابُ حَدِّ المَرَضِ الَّذی یَجوزُ لِلرَّجُلِ أن یُفطِرَ فیه.
