اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

قواعد فقهیه ج2

قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش دوم) وقاعده لاحرج

0
فقه واصول
جلد ها

جلد دوم قواعد فقهیه،از دروس آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره استاد فقید در این اثر با تمرکز بر تحلیل مبانی، ملازمات و ارتباط این قواعد و ضمایم آن، طرحی جدید از فقه کاربردی در علوم اسلامی و مباحث حقوقی ارائه می نماید. آنچه در این جلد آمده: • بحث علمی - فنی از دو قاعده مهم فقهی: لاضرر و لا ضرار و لاحرج (قاعدۀ لاضرر بیشتر به جنبۀ عقلانی و قاعدۀ لاحرج نظر به جنبۀ ارتکازی دارد) • بررسی رابطۀ قاعده لاضرر با ادلّه احکام اولیه و نقد اشکالات و نظریات مطروحه در این قاعده • تحلیل جهات‌ عقلانی و شرعی در تشریع احکام • توجه به ملازمات بین حکم عقل و شرع و ضرورت سنجش وقایع عرفی با ملاکات عقلانی و شرعی • بررسی ادله، سعه قاعده و رابطه قاعده لاحرج با سایر قواعد

قواعد فقهیه ج2

160
  •  

  • درس چهل و نهم:

  • رابطۀ قاعدۀ لا ضرر با ادلّۀ احکام اولیه (٣)

  •  

  •  

  •  

  • بسم اللَه الرّحمٰن الرّحیم

  •  

  •  بحث در حکومت یا تخصیص ادلّۀ لا ضرر بر سایر ادله بود. افرادی که قائل به حکومت ادلّۀ لا ضرر هستند خود مفهوم لا ضرر را یک امر مسلّم‌الثبوت می‌دانند و بعد می‌خواهند آن را بر ادلّۀ دیگر حاکم کنند، بدون توجّه به اینکه از کجا معلوم است که خود مفهوم ضرر، مسلّم‌الحدوث و مسلّم‌الثبوت است؟ اگر دلیلی مانند وجوب صوم یا وضو و یا امثال‌ذلک در دست داشته باشیم آیا آن وجوب را می‌توانیم با ادلّۀ لا ضرر تخصیص بزنیم؟ چرا مسئله عکس نباشد و ما با ادلّۀ وجوب صوم، لا ضرر را تخصیص نزنیم؟

  •  تقریباً می‌توان گفت که اجماع آقایان بر حکومتِ ادلّۀ لا ضرر بر سایر ادله، به‌جهت توسعه‌ای است که در دلیل لا ضرر وجود دارد و این جنبۀ توسعه، آن جنبۀ عقدالحمل در سایر ادله را به مورد غیر ضرری تضییق می‌کند. من‌باب‌مثال وجوب صوم بالنّسبة به صحیح و غیر صحیح‌المزاج توسعه دارد. ادلّۀ لا ضرر به موجب توسعه در ناحیۀ عقدالحمل خود، موجب تضییق در عقدالحملِ ادلّۀ وجوب صوم می‌شوند، و هکذا.

  • تفاوت تخصیص و حکومت

  •  فرق بین تخصیص و حکومت این است که در تخصیص هیچ کاری به موضوع در دلیل مخصَّص نداریم و موضوع به حال خود مفروض و مفروغٌ‌عنه است و تخصیص در ناحیۀ عقدالحمل تصرف می‌کند و آن را محدود می‌کند. من‌باب مثال در «یَجِبُ إکرام العلماء» این وجوب اکرام علما یک دلیل مخصَّص عام است، بعد دلیل