
قواعد فقهیه ج2
قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش دوم) وقاعده لاحرج
جلد دوم قواعد فقهیه،از دروس آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره استاد فقید در این اثر با تمرکز بر تحلیل مبانی، ملازمات و ارتباط این قواعد و ضمایم آن، طرحی جدید از فقه کاربردی در علوم اسلامی و مباحث حقوقی ارائه می نماید. آنچه در این جلد آمده: • بحث علمی - فنی از دو قاعده مهم فقهی: لاضرر و لا ضرار و لاحرج (قاعدۀ لاضرر بیشتر به جنبۀ عقلانی و قاعدۀ لاحرج نظر به جنبۀ ارتکازی دارد) • بررسی رابطۀ قاعده لاضرر با ادلّه احکام اولیه و نقد اشکالات و نظریات مطروحه در این قاعده • تحلیل جهات عقلانی و شرعی در تشریع احکام • توجه به ملازمات بین حکم عقل و شرع و ضرورت سنجش وقایع عرفی با ملاکات عقلانی و شرعی • بررسی ادله، سعه قاعده و رابطه قاعده لاحرج با سایر قواعد
قواعد فقهیه ج2
158فرض کنید که شارع میتواند تخصیص بزند و بگوید که شکّ کثیر الشّک دارای این حکم نیست؛ ولی در «لا شکَّ لکثیر الشّک» اصلاً موضوع شک را برداشته است، کأنّ گفته است: اصلاً نبایست شما فکرش را هم بکنید! این از باب مبالغه است. یا در «الطَّوَافُ بِالبَیتِ صَلاةٌ»1 شارع میتوانست بگوید که احکامی که مربوط به صلاة است مربوط به طواف هم هست؛ ولی آنقدر میخواهد اهمّیت موضوع را بیان کند که میگوید: اصلاً طواف در بیت مثل صلاة میماند و هیچ فرقی بین اینها نیست! لذا در مسجدالحرام طواف بر صلاة حتی راجح است. انسان در مسجدالحرام طواف کند یا نماز بخواند؟ طواف بر صلاة راجح است و طواف را انجام دهد. اینها بهجهت مبالغه است. از نظر مبالغه در بلاغت و فصاحت، مولا بهجای تخصیص، حکومت میآورد.
اشکال سوم: تفاوت ماهوی مجرای نظریۀ حکومت و قاعدۀ لا ضرر
اشکال سوم اینکه وقتی شما قاعدۀ لا ضرر را لو خُلیّو طبعه نگاه کنید فقط ناظر به همین ضررهای خارجی و عرفی است و چیزی بیش از این بیان نمیکند. «لا ضررَ و لا ضِرارَ فی الإسلام»2 یعنی ضرر عرفی و ضرر خارجی در اسلام برداشته شده است؛ یعنی نه شارع حکم به چنین ضرری کرده است و نه کسی حق دارد چنین ضرری ایجاد کند، نه اضراری هست و نه ضرری. «لا ضررَ» یعنی ضررهایی که در خارج هست و عرف اینها را ضرر میبیند در اسلام برداشته شده است؛ درحالتیکه لسان حکومت، لسان علمی و اعتباری است، پس این دیگر از باب حکومت و این حرفها نیست.
«لا شکَّ لکثیر الشّک» و امثالذلک یک قاعدۀ علمی است و قاعدهای نیست که شما بتوانید آن را به عرف عرضه بدارید. ولی «لا ضررَ» اینطور نیست. «لا ضررَ»
- سنن الدارمی، ج ٢، ص ٤٤؛ عوالی اللّئالی، ج ١، ص ٢١٤.
- من لا یحضره الفقیه، ج ٤، ص ٣٣٤؛ معانی الأخبار، ص ٢٨١.
