
قواعد فقهیه ج2
قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش دوم) وقاعده لاحرج
جلد دوم قواعد فقهیه،از دروس آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره استاد فقید در این اثر با تمرکز بر تحلیل مبانی، ملازمات و ارتباط این قواعد و ضمایم آن، طرحی جدید از فقه کاربردی در علوم اسلامی و مباحث حقوقی ارائه می نماید. آنچه در این جلد آمده: • بحث علمی - فنی از دو قاعده مهم فقهی: لاضرر و لا ضرار و لاحرج (قاعدۀ لاضرر بیشتر به جنبۀ عقلانی و قاعدۀ لاحرج نظر به جنبۀ ارتکازی دارد) • بررسی رابطۀ قاعده لاضرر با ادلّه احکام اولیه و نقد اشکالات و نظریات مطروحه در این قاعده • تحلیل جهات عقلانی و شرعی در تشریع احکام • توجه به ملازمات بین حکم عقل و شرع و ضرورت سنجش وقایع عرفی با ملاکات عقلانی و شرعی • بررسی ادله، سعه قاعده و رابطه قاعده لاحرج با سایر قواعد
قواعد فقهیه ج2
115یا منبابمثال تمام این اموالی که از باب خمس و زکات و مالیات و نفقه و... است اصلاً نقص به حساب نمیآید، بلکه صرف مالی است که ما بإزاء خارجی دارد. مثلاً تشکیل زندگی ما بإزائی است که علقۀ انسانی اقتضاء میکند؛ چون حبّ به ذات، بقای وجود ذات را استمراراً لازمۀ خود میگیرد. بهخاطر این صاحب بچه میشوید؛ والاّ بین بچه و بین شما چه ربطی است؟ شما چون خودتان را میخواهید، بقای فرزند را میخواهید و برای بقای فرزند نیاز به مادر دارید و برای این استمرار نیاز به صرف مال دارید. هیچکس اینها را ضرر بهحساب نمیآورد، زیرا تمام اینها ما بإزاء دارد. یا مثلاً چون لازمۀ حفظ اجتماع و حفظ جهات مدنیّت و انسانیّت این است که صرف مال بشود، لذا خمس و زکات و امثالذلک پرداخته میشود. پس تمام اینها یک ما بإزاء دارد.
این ما بإزاء لازم نیست که فقط ما بإزاء مادی باشد، بلکه ما بإزاء نفسانی و ما بإزاء روحی هم یکی از جهاتی است که نقص را جبران میکند، حتی پیش افراد دیگر. وقتی شما میبینید که یک حیوان گرسنه است، یک تکّه نان جلویش میاندازید. به چه داعی شما یک تکه نان جلوی حیوان میاندازید؟ آن علاقه و علقهای که انسانیّت انسان اقتضاء میکند که نسبت به افراد بیتفاوت نباشد. انسانیّت یک انسان اقتضاء میکند که همسایهاش گرسنه نباشد. الآن ما حیوان هستیم که از همسایه خبر نداریم! انسانیّت انسان اقتضاء میکند که فقیری را که میبیند به او کمک کند. اگر کمک نکند حیوان است!
بنابراین حتی اگر ما فرض کنیم که اصلاً وجوب خمس و زکات نداشتیم، ولی باز انسانیّت ما اقتضاء میکرد که در این موارد صرف مال بکنیم.
بله، اگر هیچ جهتی برای خمس در دنیا بأیّنحوٍ کان وجود نداشت، مثلاً اصلاً فقیری و سیّدی پیدا نمیشد، خمس هم تعطیل میشد؛ ولی این را بدانید که هیچوقت چنین چیزی اتفاق نخواهد افتاد.
روایتی نقل میکنند:
