
قواعد فقهیه ج2
قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش دوم) وقاعده لاحرج
جلد دوم قواعد فقهیه،از دروس آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره استاد فقید در این اثر با تمرکز بر تحلیل مبانی، ملازمات و ارتباط این قواعد و ضمایم آن، طرحی جدید از فقه کاربردی در علوم اسلامی و مباحث حقوقی ارائه می نماید. آنچه در این جلد آمده: • بحث علمی - فنی از دو قاعده مهم فقهی: لاضرر و لا ضرار و لاحرج (قاعدۀ لاضرر بیشتر به جنبۀ عقلانی و قاعدۀ لاحرج نظر به جنبۀ ارتکازی دارد) • بررسی رابطۀ قاعده لاضرر با ادلّه احکام اولیه و نقد اشکالات و نظریات مطروحه در این قاعده • تحلیل جهات عقلانی و شرعی در تشریع احکام • توجه به ملازمات بین حکم عقل و شرع و ضرورت سنجش وقایع عرفی با ملاکات عقلانی و شرعی • بررسی ادله، سعه قاعده و رابطه قاعده لاحرج با سایر قواعد
قواعد فقهیه ج2
113مطلب مهمی که در اینجا هست این است:
شما ضرر را چه معنایی کردهاید که میخواهید ادلّۀ متضمّنۀ ضرر را بهعنوان حکومت در کنار این دلیل قرار دهید؟ پس اول باید راجع به این صحبت شود که ضرر به چه معنایی است؟ بعد ما میخواهیم بگوییم که قاعدۀ لا ضرر که نفی حکم ضرری میکند، با احکامی که موجب ضرر یا نفس ضرر هستند تنافی ندارد.
احکامی که مثال میزنند یکی خمس است، یکی زکات است و یکی جهاد است. فرد از صبح تا شب کار کرده و پول درآورده است، بعد خدا میگوید: یکپنجمش را بده! این ضرر است. یا فرد اینهمه زحمت کشیده، بیل زده، آب داده، تخم کاشته، سم زده، مواظبت کرده و هزار بلا سرش آمده است، بعد موقع حصاد که میشود میگویند: باید زکاتش را بدهی! میگوید: زحمت را من کشیدهام، پول را یکی دیگر بخورد؟! یا خدا به منی که باید از حق طبیعی و زندگی بهرهمند بشوم و یک زندگی سالم داشته باشم، میگوید: بلند شو و به جنگ کفار برو و خودت را به کشتن بده! یا مالیاتهایی که گرفته میشود و امثالذلک، همۀ اینها ضرر است.
جوابی که آقای سیستانی از این اشکالات دادهاند این است:
بین ضرر و بین عدم نفع فرق است و احکام اینها تفاوت دارد:
منبابمثال خمس از باب زیادی است، چون یا خمس عبارت است از غنائمی که برای دار الحرب است، یعنی انسان به جنگ میرود و این غنائم خدادادی را بهدست میآورد، پس اگر چیزی به او نمیرسید طلبکار نبود، پس ضرر نکرده است که دارد خمس میپردازد.
یا خمس از معدن است و چون معادن اصلاً برای امام و جزء انفال است، پس تمام اموالی که انسان از معدن بهدست آورد همه برای امام است و او منّتی هم سرش گذاشته و گفته است: چهار پنجمش برای تو!
یا خمس از غوص (مال بهدست آمده از دریا) است و میتوانست کف دریا نباشد یا کم باشد؛ پس در غوص هم مطلب همینطور است.
یا خمس در ارباح مکاسب است و در اینجا هم چون آن کسی که کسب
