
قواعد فقهیه ج2
قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش دوم) وقاعده لاحرج
جلد دوم قواعد فقهیه،از دروس آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره استاد فقید در این اثر با تمرکز بر تحلیل مبانی، ملازمات و ارتباط این قواعد و ضمایم آن، طرحی جدید از فقه کاربردی در علوم اسلامی و مباحث حقوقی ارائه می نماید. آنچه در این جلد آمده: • بحث علمی - فنی از دو قاعده مهم فقهی: لاضرر و لا ضرار و لاحرج (قاعدۀ لاضرر بیشتر به جنبۀ عقلانی و قاعدۀ لاحرج نظر به جنبۀ ارتکازی دارد) • بررسی رابطۀ قاعده لاضرر با ادلّه احکام اولیه و نقد اشکالات و نظریات مطروحه در این قاعده • تحلیل جهات عقلانی و شرعی در تشریع احکام • توجه به ملازمات بین حکم عقل و شرع و ضرورت سنجش وقایع عرفی با ملاکات عقلانی و شرعی • بررسی ادله، سعه قاعده و رابطه قاعده لاحرج با سایر قواعد
قواعد فقهیه ج2
112و مورد تأمّل است. البته اشکال دیگری هم شده است، ولی میماند برای یک بحث دیگر.1
جواب دیگری به اشکال لزوم تخصیص اکثر
جواب دیگری که به این اشکال داده شده این است:
لسان ادله و احکامی که حکم ضرری از آنها استفاده میشود، مانند جهاد، خمس، زکات، وجوب انفاق بر عیال و امثالذلک، لسان حکومت است و لسان حکومت لسان ملایمت و مسالمت با محکومٌبها است؛ یعنی ادلهای که متصدّی بیان احکام ضرری هستند ابتدائاً ـ نه به عنوان ثانوی ـ هیچگونه منافاتی با قاعدۀ لا ضرر ندارند، بهجهتاینکه لا ضرر بر این ادله حکومت دارد؛ یعنی قاعدۀ لا ضرر بهجای خودش محفوظ است و در دلالت خودش تام، إلا اینکه این روایات ضرر را تعبداً نفی میکند، نه حقیقتاً؛ مثلاً خمس ضرر است، اما تعبداً چون شارع گفته است بپرداز، پس حکم به ضرر نمیکنیم؛ یا مثلاً زکاة ضرر است، اما چون شارع گفته است حکم به ضرر نمیکنیم؛ یا مثلاً قتال و جهاد با کفار ضرر است، اما چون شارع گفته است تعبداً میپذیریم.2
اشکالی که ابتدائاً و فیالبداهه در اینجا وارد میشود این است:
لسان قاعدۀ لا ضرر علاوه بر إبای از تخصیص، حتی آبی از حکومت هم هست و قاعدۀ لا ضرر، ضرر واقعی را برمیدارد. پس حکومت در اینجا دیگر چه معنایی دارد؟! وقتی که خمس را یک حکم ضرری بدانیم، هزار بار هم شارع بگوید تعبداً خمس را غیر ضرری بدان، میگوییم: بیخود میگویی! وقتی جهاد را واقعاً حکم ضرری بدانیم که اتلاف نفوس و اتلاف اموال و قرار گرفتن أعراض در معرض هتک است، هر چقدر شارع بگوید که در اینجا ضرر نیست، میگوییم: ضرر در اینجا هست! یعنی لسان قاعده، نفی واقعیّت ضرر است و نفی واقعیّت ضرر با تعبّدِ تنزیلیِ عدم ضرر منافات دارد.3
- رجوع شود به قاعدة لا ضرر و لاضرار، سیستانی، ص ٢١٩ ـ ٢٢٣.
- منیة الطالب، ج ٢، رسالة فی قاعدة نفی الضرر، ص ٢١١؛ قاعدة لا ضرر و لاضرار، سیستانی، ص ٢١٨ و ٢٢٩.
- قاعدة لا ضرر و لاضرار، سیستانی، ص ٢٢٩ و ٢٦٤.
