
قواعد فقهیه ج2
قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش دوم) وقاعده لاحرج
جلد دوم قواعد فقهیه،از دروس آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره استاد فقید در این اثر با تمرکز بر تحلیل مبانی، ملازمات و ارتباط این قواعد و ضمایم آن، طرحی جدید از فقه کاربردی در علوم اسلامی و مباحث حقوقی ارائه می نماید. آنچه در این جلد آمده: • بحث علمی - فنی از دو قاعده مهم فقهی: لاضرر و لا ضرار و لاحرج (قاعدۀ لاضرر بیشتر به جنبۀ عقلانی و قاعدۀ لاحرج نظر به جنبۀ ارتکازی دارد) • بررسی رابطۀ قاعده لاضرر با ادلّه احکام اولیه و نقد اشکالات و نظریات مطروحه در این قاعده • تحلیل جهات عقلانی و شرعی در تشریع احکام • توجه به ملازمات بین حکم عقل و شرع و ضرورت سنجش وقایع عرفی با ملاکات عقلانی و شرعی • بررسی ادله، سعه قاعده و رابطه قاعده لاحرج با سایر قواعد
قواعد فقهیه ج2
99حضرت که میفرماید شما در اینجا انجام بدهید، یعنی این حکمی است که برای آن زمان است و چارهای نیست، اما الآن باید مقداری با مردم مماشات کرد و آنقدر قضیه را مشکل نگرفت.1
لکن در مواردی که نهی اکید شده است، اگرچه الآن مردم این موارد را عرف میدانند و خلافش را عرف نمیدانند، ولی نباید انجام داد؛ مثلاً این کاشیکاریها و نقشونگارهایی که در محراب مساجد است و بالخصوص این مواردی که تزیّن مساجد است، کراهت شدید دارد2 و همه مخالف با روح عبادت است و از این نقطهنظر نباید انجام داد.
لزوم تأیید عرفیت عرف از ناحیۀ شرع مقدس با استمداد از تاریخ معصومین علیهم السّلام
در خصوص سقف روایت داریم که به همین کیفیت باشد تا زمان قائم علیه السّلام که سقف همۀ مساجد را «عَریشٌ کَعَریشِ موسیٰ» میکند و همه را از بین میبرد.3
یا فرض کنید الآن آوردن گل در مجالس فاتحه و مآتم و امثالذلک معروفیت دارد، ولکن باید ببینیم که اینها با آن ملاک شرع منطبق هست یا منطبق نیست؛ ما باید آن ملاک را بهدست بیاوریم. وقتی که ملاک، ملاک عبرت و بهیادآوردن قیامت و اینها هست، آنوقت این گل آوردنها با این ملاک منافات دارد؛ این از یک جهت. از جهت دیگر، این مسئله بهعنوان متابعت از کفّار رسمیّت پیدا میکند و نباید انجام داد.4
یا بهعنوانمثال غربیها برای ادای احترام نسبت به میّت بلند میشوند و میایستند، حالا چون این عرفیت پیدا کرده است آیا ما هم باید این کار را انجام بدهیم و بگوییم الآن عرفیت پیدا کرده است؟! یا نه، ما در اسلام قرائت فاتحه داریم، ترحیم داریم، سورۀ حمد
- جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به انوار الملکوت، ج ١، ص ٢٥٥.
- الکافی، ج ٣، ص ٣٦٩؛ تفسیر القمی، ج ٢، ص ٣٠٣ ـ ٣٠٥؛ سنن أبیداود، ج ١، ص ١١٠؛ سنن ابنماجة، ج ١، ص ٢٤٤؛ المصنّف، صنعانی، ج ٧، ص ١٩٧.
- من لا یحضره الفقیه، ج ١، ص ٢٣٦؛ الکافی، ج ٣، ص ٣٦٨.
- جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به معاد شناسی، ج ١، ص ٢٦٩.
