اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

قواعد فقهیه ج2

قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش دوم) وقاعده لاحرج

0
فقه واصول
جلد ها

جلد دوم قواعد فقهیه،از دروس آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره استاد فقید در این اثر با تمرکز بر تحلیل مبانی، ملازمات و ارتباط این قواعد و ضمایم آن، طرحی جدید از فقه کاربردی در علوم اسلامی و مباحث حقوقی ارائه می نماید. آنچه در این جلد آمده: • بحث علمی - فنی از دو قاعده مهم فقهی: لاضرر و لا ضرار و لاحرج (قاعدۀ لاضرر بیشتر به جنبۀ عقلانی و قاعدۀ لاحرج نظر به جنبۀ ارتکازی دارد) • بررسی رابطۀ قاعده لاضرر با ادلّه احکام اولیه و نقد اشکالات و نظریات مطروحه در این قاعده • تحلیل جهات‌ عقلانی و شرعی در تشریع احکام • توجه به ملازمات بین حکم عقل و شرع و ضرورت سنجش وقایع عرفی با ملاکات عقلانی و شرعی • بررسی ادله، سعه قاعده و رابطه قاعده لاحرج با سایر قواعد

قواعد فقهیه ج2

97
  • حضرت فرمودند: ”باید مهرالسنّه بدهد!“ و هرچه به حضرت می‌گفتم، باز حضرت می‌فرمودند: ”مهرالسنّة!“»

  •  نکتۀ فرمایش حضرت در اینجا است: چون عقد را بر مبنای سنت رسول خدا ذکر کرده است و سنت رسول خدا مهرالسنّه است، لذا می‌گوید: من هرچه به امام می‌گفتم، باز حضرت می‌فرمود: «مهرالسنّه!» این روایت از موسی بن جعفر علیه السّلام است و دلالت می‌کند بر اینکه اگر سنت به‌طور اطلاق ذکر شد فقط مهرالسنّه را می‌گیرد و لا غیر.1

  • عدم توانایی تشخیص بعضی از ملاکات شرع توسط عقل

  •  حالا فرض کنید اگر روایاتی داشتیم که سنت را برای ما تعیین می‌کرد، مانند اینکه پیغمبر اکرم فرمودند:

  • من روی زمین می‌نشینم و دستور می‌دهم که اصحاب من هم روی زمین بنشینند! این جِلسَه، جلسَۀ عبید است و من خودم عبد هستم.2

  • و نظایر این روایاتی که وجود دارد،3 در اینجا مسلّم است که نشستن روی زمین سنت است و ملاکش هم همان دستور و روایتی است که از پیغمبر آمده است. حالا اگر در یک عرف، نشستن روی صندلی را ممدوح می‌دانستند و نشستن روی زمین را ممدوح نمی‌دانستند، دیگر در اینجا عقل نمی‌تواند این قضیه را به‌عنوان واسطۀ برای حسن‌وقبح عقلی به‌حساب بیاورد و حکم به ممدوحیّت کند؛ به‌جهت‌اینکه ما در اینجا دلیل شرعی بر خلافش داریم و با توجه به روایتی که از پیغمبر اکرم آمده است و جِلسَه روی أرض را ممدوح می‌داند، آن جهت حسن عقلی را کنار می‌گذاریم و به آن عمل نمی‌کنیم و بر خلافش عمل می‌کنیم، چون در اینجا ملاک داریم.

  •  نباید گفته شود: پیغمبر فرموده‌اند که نشستن روی صندلی، نشستن اکابر و جبابر است و ممکن است در یک عرف اصلاً این قسم نشستن روی صندلی تکبّر لحاظ نشود و به‌حساب نیاید، بنابراین ملاک شامل آن نمی‌شود.

    1. جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به سیری در تاریخ پیامبر اکرم، ج ١، ص ٣٦٤.
    2. روضه المتقین، ج ١، ص ٢٥٩.
    3. از جمله: دعائم الإسلام، ج ٢، ص ١١٨؛ مکارم الأخلاق، ص ٢٧؛ عوالی اللّئالی، ج ١، ص ٢٧٨.