اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

قواعد فقهیه ج2

قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش دوم) وقاعده لاحرج

0
فقه واصول
جلد ها

جلد دوم قواعد فقهیه،از دروس آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره استاد فقید در این اثر با تمرکز بر تحلیل مبانی، ملازمات و ارتباط این قواعد و ضمایم آن، طرحی جدید از فقه کاربردی در علوم اسلامی و مباحث حقوقی ارائه می نماید. آنچه در این جلد آمده: • بحث علمی - فنی از دو قاعده مهم فقهی: لاضرر و لا ضرار و لاحرج (قاعدۀ لاضرر بیشتر به جنبۀ عقلانی و قاعدۀ لاحرج نظر به جنبۀ ارتکازی دارد) • بررسی رابطۀ قاعده لاضرر با ادلّه احکام اولیه و نقد اشکالات و نظریات مطروحه در این قاعده • تحلیل جهات‌ عقلانی و شرعی در تشریع احکام • توجه به ملازمات بین حکم عقل و شرع و ضرورت سنجش وقایع عرفی با ملاکات عقلانی و شرعی • بررسی ادله، سعه قاعده و رابطه قاعده لاحرج با سایر قواعد

قواعد فقهیه ج2

91
  • ”حضرت موسی یکی از افراد بنی‌اسرائیل را دید که خیلی سجده می‌کند. هرجا که حضرت موسی می‌رفت آن فرد هم با او بود و همیشه دنبال حضرت بود. یک وقت حضرت موسی داشت راه می‌رفت و به یک سرزمین خوب و سرسبز رسید که خیلی آب و هوای خوبی داشت. این فرد یک آهی کشید و گفت: «ای کاش خر خدا اینجا بود و می‌چرید!»

  • حضرت موسی خیلی ناراحت شد که این مردک که همیشه در سفر و حضر دنبالش بود ماشاءاللَه چه عقلی دارد! وحی نازل شد: «چرا ناراحت شدی و نسبت به این حرف بندۀ من خودت را گرفتی و اظهار ناراحتی کردی؟! من به‌اندازۀ عقلی که به او داده‌ام به همان اندازه هم تکلیف می‌خواهم. عقل او همین‌قدر است! از تو به آن اندازه تکلیف می‌خواهم، از او هم به این اندازه تکلیف می‌خواهم.»“

  •  اینکه می‌گویند: «حَسَناتُ الأبرارِ سَیِّئاتُ المُقَرَّبین.»1 برای همین است که تکلیف براساس مقدار عقلی است که به هر کسی داده‌اند. خلاصه، این یک بحث خیلی دقیقی است که تکلیف برای هر فردی متناسب با ظرفیت او است.

  •  گذشته از تمام این مسائل، همین روایت معروف را می‌خوانیم و به مطلب خاتمه می‌دهیم و دیگر این بحث را پیگیری نمی‌کنیم و سراغ بحث دیگری می‌رویم. بحار از امالی روایت می‌کند:

  • اِبن‌البَرقیُّ عن أبیهِ عن جَدِّهِ عن عَمرِو بنِ عُثمانَ عن أبی‌جَمیلَةَ عن ابنِ‌طَریفٍ عن ابنِ‌نُباتَةَ عن عَلیِّ بنِ أبی‌طالِبٍ علیه السّلام قال: «هَبَطَ جَبرَئیلُ عَلیٰ آدَمَ فَقال: ”یا آدَمُ إِنّی أُمِرتُ أن أُخَیِّرَکَ واحِدَةً مِن ثَلاثٍ؛ فَاختَرْ واحِدَةً و دَعِ اثنَتَینِ!“ فَقالَ لَهُ آدَمُ: ”و ما الثَّلاثُ یا جَبرَئیلُ؟“ فَقالَ: ”العَقلُ و الحَیاءُ و الدّینُ.“ قال آدَمُ: ”فَإِنّی قد اختَرتُ العَقلَ.“ فَقالَ جَبرَئیلُ لِلحَیاءِ و الدّینِ: ”اِنصَرِفا و

    1. رساله سیر و سلوک منسوب به بحر العلوم، ص ١١٨، تعلیقه ٣:
      «عبارت ”حَسَناتُ الأبرارِ“ مضمون روایتی نیست، گرچه حکمی است صحیح و مطلبی است واقعی و حقیقی.»