
قواعد فقهیه ج2
قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش دوم) وقاعده لاحرج
جلد دوم قواعد فقهیه،از دروس آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره استاد فقید در این اثر با تمرکز بر تحلیل مبانی، ملازمات و ارتباط این قواعد و ضمایم آن، طرحی جدید از فقه کاربردی در علوم اسلامی و مباحث حقوقی ارائه می نماید. آنچه در این جلد آمده: • بحث علمی - فنی از دو قاعده مهم فقهی: لاضرر و لا ضرار و لاحرج (قاعدۀ لاضرر بیشتر به جنبۀ عقلانی و قاعدۀ لاحرج نظر به جنبۀ ارتکازی دارد) • بررسی رابطۀ قاعده لاضرر با ادلّه احکام اولیه و نقد اشکالات و نظریات مطروحه در این قاعده • تحلیل جهات عقلانی و شرعی در تشریع احکام • توجه به ملازمات بین حکم عقل و شرع و ضرورت سنجش وقایع عرفی با ملاکات عقلانی و شرعی • بررسی ادله، سعه قاعده و رابطه قاعده لاحرج با سایر قواعد
قواعد فقهیه ج2
87نکردند! آیا عقل حاکم است به اینکه هرچه مردم پذیرفتند باید انسان هم بپذیرد؟! ابداً! چه کسی میگوید؟! لذا رفراندم، حکومت، دمکراسی و امثالذلک، تمام اینها با قانون عقل مخالف است.1 متابعت غیر از یکسری مسائل ظاهری است، بلکه بهعنوان سپردن اختیار صلاح و فساد است. نکته این است! کدام عقل میگوید که اگر مشهدی حسن بقّال دوغفروش آمد و شخصی را انتخاب کرد، شما باید زمام امور خود را به او بسپرید؟! کدام عقل چنین حرفی میزند؟! بنده به نوبۀ خودم میگویم که آیا این مشهدیحسن سبزیفروش که فقط بلد است پول بگیرد و سبزی به مردم بدهد، میتواند برای من که سی سال دارم درس میخوانم تکلیف تعیین کند؟! عقل بچهگربه هم چنین چیزی را حکم نمیکند! یا فرض کنید این قصّابی که فقط بلد است مواضع مختلف گوسفند را از همدیگر جدا بکند آیا میتواند صلاح و فساد دین و آخرت من را به دست بگیرد؟! معنیاش همین است دیگر.
دمکراسی امروزی که اینهمه از آن شعار میدهند و دفاع میکنند یعنی همین! و این اصلاً با قانون عقل مخالف است! خود همین افراد زیر بار نمیروند. فرض کنید الآن یک استاد دانشگاه نمیگوید که این مردم بیسواد چه میفهمند که دارند برای من تکلیف تعیین میکنند؟! خود اینها نمیگویند؟! این دمکراسی است؟! دمکراسی بر اساس منطق عقل است، یعنی کسی که اعلم است او جلو بیفتد؛ یا علی مدد! امام باشد یا فقیه باشد، هر کسی میخواهد باشد. عقل حاکم است بر اینکه أعلم و أفقه و أبصر به امور باید جلو باشد، ولو تک باشد. ولو همۀ دنیا بخواهند مطلب اشتباهی بگویند، ولی انسان نباید تبعیت بکند! این میشود حکم عقل.
اما اینکه جامعه و جمهور بخواهند چنین حرفی بزنند، اصلاً این حکم عقل نیست! پس این دمکراسیِ فعلیِ دنیا با خود حکم عقل در تعارض است. از جهات دیگر هم بماند. آیا عقل حاکم است به اینکه کسی که ریشش سفیدتر و سنّش بیشتر
- جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به ولایت فقیه در حکومت اسلام، ج ٣، ص ١٩٤.
