
قواعد فقهیه ج2
قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش دوم) وقاعده لاحرج
جلد دوم قواعد فقهیه،از دروس آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره استاد فقید در این اثر با تمرکز بر تحلیل مبانی، ملازمات و ارتباط این قواعد و ضمایم آن، طرحی جدید از فقه کاربردی در علوم اسلامی و مباحث حقوقی ارائه می نماید. آنچه در این جلد آمده: • بحث علمی - فنی از دو قاعده مهم فقهی: لاضرر و لا ضرار و لاحرج (قاعدۀ لاضرر بیشتر به جنبۀ عقلانی و قاعدۀ لاحرج نظر به جنبۀ ارتکازی دارد) • بررسی رابطۀ قاعده لاضرر با ادلّه احکام اولیه و نقد اشکالات و نظریات مطروحه در این قاعده • تحلیل جهات عقلانی و شرعی در تشریع احکام • توجه به ملازمات بین حکم عقل و شرع و ضرورت سنجش وقایع عرفی با ملاکات عقلانی و شرعی • بررسی ادله، سعه قاعده و رابطه قاعده لاحرج با سایر قواعد
قواعد فقهیه ج2
85آنوقت شما احمقها این علی را کنار گذاشتهاید و بهدنبال ابوبکر رفتهاید! ولی آیا این مطلب دلیل عقلی بر فضیلت اوست؟ نهخیر، چون پیغمبر قطعاً از امیرالمؤمنین افضل است و در خانۀ کعبه به دنیا نیامده است، پس دلیل عقلی بر فضیلت امیرالمؤمنین نیست و نمیتوان گفت که چون علی در کعبه به دنیا آمده است پس مقام امام حسن، امام حسین، امام سجاد و سائر ائمه تا امام زمان پایینتر است، چون اینها در کعبه به دنیا نیامدهاند! کعبه که برای اینها شرافت نمیآورد!
یا اینکه فرض بکنید گریهای که ما برای امام حسین میکنیم و بر سرمان میزنیم چون امام حسین را اینطوری کشتند و از بین بردند، این گریه برای امام حسین چه فایدهای دارد؟ آیا دلیل بر این میشود که حضرت سجاد مقامش از این نظر پایینتر است؟ عقل هیچوقت حاکم نیست بهاینکه چون طرز رفتن از این دنیا به این کیفیت است، موجب فضیلت شود. نه! اگر امام سجاد هم بهجای امام حسین بود و همین مسائل بهسرش میآمد حرفی نداشت، اگر امام صادق هم به جای امام حسین بود و همین مسائل برایش پیش میآمد حرفی نداشت؛ بهاندازه سر سوزنی بین ائمه علیهم السّلام تفاوت نمیکند. اینکه امام حسین باشد یا امام صادق یا امام رضا یا امام جواد فرقی نیست. اینها که فضیلت نیست! حالا اینطور قرعۀ فال به نام امام حسین افتاده است و آنطور به نام امام حسن. چهبسا مصائب آنها سختتر و مشکلتر از این بوده است!
ما باید ببینیم عقل ملاک سبقت برای حکومت را چه میداند. منبابمثال امیرالمؤمنین در اینجا به آن مردم عرب میگوید: اگر شما ملاک سبقت را سبق در اسلام هم بگیرید باز من از اینها سابق بر اسلام هستم! آن موقعی که نه از تاک نشان بود و نه از تاکنشان،1 من و خدیجه پشت سر پیغمبر نماز میخواندیم! در آن موقع ابوبکر کجا بود؟! ولی اگر ما باشیم و این قضیه، و این قضیه را به عقل ارائه بدهیم
- دیوان جامی، ج ١، ص ٦٥٤، غزل ٧١٩:
بودم آن روز در این میکده از دُردکشان *** که نه از تاک نشان بود و نه از تاکنشان
- دیوان جامی، ج ١، ص ٦٥٤، غزل ٧١٩:
