
قواعد فقهیه ج2
قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش دوم) وقاعده لاحرج
جلد دوم قواعد فقهیه،از دروس آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره استاد فقید در این اثر با تمرکز بر تحلیل مبانی، ملازمات و ارتباط این قواعد و ضمایم آن، طرحی جدید از فقه کاربردی در علوم اسلامی و مباحث حقوقی ارائه می نماید. آنچه در این جلد آمده: • بحث علمی - فنی از دو قاعده مهم فقهی: لاضرر و لا ضرار و لاحرج (قاعدۀ لاضرر بیشتر به جنبۀ عقلانی و قاعدۀ لاحرج نظر به جنبۀ ارتکازی دارد) • بررسی رابطۀ قاعده لاضرر با ادلّه احکام اولیه و نقد اشکالات و نظریات مطروحه در این قاعده • تحلیل جهات عقلانی و شرعی در تشریع احکام • توجه به ملازمات بین حکم عقل و شرع و ضرورت سنجش وقایع عرفی با ملاکات عقلانی و شرعی • بررسی ادله، سعه قاعده و رابطه قاعده لاحرج با سایر قواعد
قواعد فقهیه ج2
83درون ما برای هدایت قرار داده است، باعث بُعد و ابتعاد انسان از مقام قرب باشد. این عقلاً محال است.
روایتی است از محمد عطار از اشعری از محمد بن عبدالجبار تا میرسد به امام صادق علیه السّلام:
قال: قلتُ لَهُ: ما العَقلُ؟ قال: «ما عُبِدَ بِهِ الرّحمٰنُ و اکتُسِبَ بِهِ الجِنان.»
”آن جهت روحی انسان که بهواسطۀ آن جهت، کسب رضوان الهی میشود عقل گفته میشود.“
قال: قلتُ: فالَّذی کان فی مُعاویَةَ؟ ”پس آنچه معاویه داشت چه بود؟“
حضرت فرمودند: «تِلکَ النَّکراءُ! تِلکَ الشَّیطَنَةُ! و هی شَبیهَةٌ بِالعَقلِ و لَیسَت بِعَقل.»1
«نکراء» عبارت است از حیله و نیرنگ و زیرکی در باطل. این نکراء جهت خلاف عقل است.
کمال ارزشهای اخلاقی با عقل
روایت دیگری در بحار، جلد اول داریم از خصال صدوق از محمد بن ولید از صفار از محمد بن عیسی تا میرسد به ابیعبداللَه علیه السّلام:
قالَ: «لم یُقسَم بینَ العِبادِ أقلُّ مِن خمسٍ: الیقینُ و القُنوعُ و الصّبرُ و الشُّکرُ و الّذی یَکمُلُ بِه هذا کلُّهُ العقلُ.»2
عقل باعث کمال تمام اینها است، یعنی اگر شما یقین بدون عقل، قنوع بدون عقل، صبر بدون عقل و شکر بدون عقل داشته باشید فایدهای ندارد. این عقل است که به تمام اینها ارزش و بها میدهد.
روایت دیگری هم از محمد بن ولید از امام صادق علیه السّلام نقل میکند:
قالَ: «دِعامَةُ الإنسانِ العقلُ، و مِنَ العقلِ الفِطنَةُ و الفهمُ و الحِفظُ و العلمُ. فإذا کانَ تأییدُ عَقلِه مِنَ النّورِ کانَ عالمًا حافظًا زکیًّا فَطِنًا فَهِمًا، و بِالعقلِ یَکمُلُ و هو
- بحار الأنوار، ج ١، ص ١١٦؛ معانی الأخبار، ص ٢٣٩.
- بحار الأنوار، ج ١، ص ٨٦؛ الخصال، ج ١، ص ٢٨٥.
