
قواعد فقهیه ج2
قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش دوم) وقاعده لاحرج
جلد دوم قواعد فقهیه،از دروس آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره استاد فقید در این اثر با تمرکز بر تحلیل مبانی، ملازمات و ارتباط این قواعد و ضمایم آن، طرحی جدید از فقه کاربردی در علوم اسلامی و مباحث حقوقی ارائه می نماید. آنچه در این جلد آمده: • بحث علمی - فنی از دو قاعده مهم فقهی: لاضرر و لا ضرار و لاحرج (قاعدۀ لاضرر بیشتر به جنبۀ عقلانی و قاعدۀ لاحرج نظر به جنبۀ ارتکازی دارد) • بررسی رابطۀ قاعده لاضرر با ادلّه احکام اولیه و نقد اشکالات و نظریات مطروحه در این قاعده • تحلیل جهات عقلانی و شرعی در تشریع احکام • توجه به ملازمات بین حکم عقل و شرع و ضرورت سنجش وقایع عرفی با ملاکات عقلانی و شرعی • بررسی ادله، سعه قاعده و رابطه قاعده لاحرج با سایر قواعد
قواعد فقهیه ج2
82درس چهل و دوّم:
قاعدۀ ملازمۀ بین حکم عقل و شرع (٢)
بسم اللَه الرّحمٰن الرّحیم
بیان شد که عقل در آیات قرآن کریم به معنای قلب و قوّۀ مدرکه و مبیّنۀ طریق آمده است.
مراتب عقل در روایات
در روایات عقل به همان معنای واحد که قوّه مدیره و مدبّرۀ نفس و انسان و چراغی که مایِز بین حق و باطل است، اطلاق میشود. آن مرتبه که دارای فعلیت تامّه است عقل مستفاد، به مرتبۀ مادونش عقل بالفعل، به مرتبۀ مادونش عقل بالملکه و به مرتبۀ مادونش عقلِ بالقوّه و بالاستعداد و هیولانی اطلاق میشود؛ و همین مراتب را در روایات به صورت دیگری میبینیم.
بهطور کلّی آن نیرو و سرمایه و غریزهای که خداوند در انسان قرار داده است که بهواسطۀ آن بین مسائل اعتباریه و حقیقیه، بین مجاز و صحیح و بین باطل و حق مِیز میگذارد و بهعبارتدیگر، به غریزهای که بین تقرّبإلیاللَه و اکتساب رضوان الهی و بین فرو رفتن در کثرات و أهویۀ شیطانی تفاوت قائل میشود، عقل میگویند.
بنابراین ما نمیتوانیم عقل را مانع از طریق بدانیم و برای عقل رتبهای مادون رتبۀ تقرّبإلیاللَه قائل بشویم؛ زیرا در هر مرتبهای که عقل حاکم به قضیهای است که منافی تقرّب انسان إلیاللَه است، در آن قضیه قطعاً أهویۀ نفسانی دخالت دارد و آن عقلْ مَشوب به هواهای نفسانی است؛ چون همیشه عقل به حدِّ اقربِ طرقِ إلی اللَه حکومت میکند و امکان ندارد چیزی را که خداوند حجّیت ذاتی داده است و در
