اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

قواعد فقهیه ج2

قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش دوم) وقاعده لاحرج

0
فقه واصول
جلد ها

جلد دوم قواعد فقهیه،از دروس آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره استاد فقید در این اثر با تمرکز بر تحلیل مبانی، ملازمات و ارتباط این قواعد و ضمایم آن، طرحی جدید از فقه کاربردی در علوم اسلامی و مباحث حقوقی ارائه می نماید. آنچه در این جلد آمده: • بحث علمی - فنی از دو قاعده مهم فقهی: لاضرر و لا ضرار و لاحرج (قاعدۀ لاضرر بیشتر به جنبۀ عقلانی و قاعدۀ لاحرج نظر به جنبۀ ارتکازی دارد) • بررسی رابطۀ قاعده لاضرر با ادلّه احکام اولیه و نقد اشکالات و نظریات مطروحه در این قاعده • تحلیل جهات‌ عقلانی و شرعی در تشریع احکام • توجه به ملازمات بین حکم عقل و شرع و ضرورت سنجش وقایع عرفی با ملاکات عقلانی و شرعی • بررسی ادله، سعه قاعده و رابطه قاعده لاحرج با سایر قواعد

قواعد فقهیه ج2

81
  • جهات استعداد در او به فعلیت رسیده باشد، آن‌وقت کلّما حَکمَ به العقل حَکمَ به الشرع. بنابراین قاعدۀ تلازم بین حکم عقلی و حکم شرعی فقط برای این مورد جاری و ساری است،1 نه برای عقول ما که گرفتار خیالات و امثال‌ذلک است.

  •  از امیرالمؤمنین علیه السّلام می‌پرسند که آیا معاویه عقل دارد یا نه؟ حضرت می‌فرماید: «اصلاً عقل ندارد! این نَکراء و شیطنت است!»2 این کجا عقل است؟! آن عقلی که بخواهد در مقابل حق بایستد ـ بر فرض که ادارۀ امور هم بکند ـ آن که عقل نیست، آن نکراء و شیطنت است! معاویه جزء ﴿يَطۡبَعُ ٱللَهُ عَلَىٰ كُلِّ قَلۡبِ مُتَكَبِّرٖ جَبَّارٖ﴾3 است؛ یعنی همان عقل انسان تبدیل می‌شود به یک شیطنت و خصوصیّتی که فقط جهات مادی را در نظر دارد! یعنی علاوه براینکه تجرد عقلانی پیدا نمی‌کند، بلکه ثقل حیوانی پیدا می‌کند. این ثقل حیوانی از یک نظر تشابه به جهت مجرّد دارد، که هر دو تدبیر می‌کنند و راه و مسیر را نشان می‌دهند، ولی در دو قطب مخالف قرار گرفته‌اند، آن یکی جنبۀ تجردی و قرب‌إلی‌اللَه را نشان می‌دهد و این یکی جهت حیوانی و کثرت در مسائل دنیوی را نشان می‌دهد.

  •  این جهتی که الآن در ما هست آمیخته‌ای از آن جنبۀ تجرّد و این جنبۀ حیوانی است، لذا با این عقل نمی‌توانیم حکم بکنیم که کلّ ما حکمَ به العقلُ حکمَ به الشّرعُ؛ مگر در مسائل کلّیه‌ای که در باب برهان است و از طریقی که هیچ شائبه‌ای از جهت کثرت و توغّل در ماده وجود نداشته باشد.

  •  إن‌شاءاللَه فردا آن مسئلۀ معروف بین مجلسی و مرحوم علامه، و نظراتی که در آنجا آمده است مطرح می‌شود.

  • اللَهمّ صلّ علیٰ محمّدٍ و آلِ محمد

    1. جهت اطلاع بیشتر پیرامون این مطلب رجوع شود به شرح المنظومة، ج ٥، ص ١٦٥ ـ ١٧٩.
    2. الکافی، ج ١، ص ١١.
    3. سوره غافر (٤٠) آیه ٣٥.