
قواعد فقهیه ج2
قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش دوم) وقاعده لاحرج
جلد دوم قواعد فقهیه،از دروس آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره استاد فقید در این اثر با تمرکز بر تحلیل مبانی، ملازمات و ارتباط این قواعد و ضمایم آن، طرحی جدید از فقه کاربردی در علوم اسلامی و مباحث حقوقی ارائه می نماید. آنچه در این جلد آمده: • بحث علمی - فنی از دو قاعده مهم فقهی: لاضرر و لا ضرار و لاحرج (قاعدۀ لاضرر بیشتر به جنبۀ عقلانی و قاعدۀ لاحرج نظر به جنبۀ ارتکازی دارد) • بررسی رابطۀ قاعده لاضرر با ادلّه احکام اولیه و نقد اشکالات و نظریات مطروحه در این قاعده • تحلیل جهات عقلانی و شرعی در تشریع احکام • توجه به ملازمات بین حکم عقل و شرع و ضرورت سنجش وقایع عرفی با ملاکات عقلانی و شرعی • بررسی ادله، سعه قاعده و رابطه قاعده لاحرج با سایر قواعد
قواعد فقهیه ج2
77و در قبالش آراء و اهواء نفسانی است که روی این قوه را میگیرد و حکم قفل را بر این قلب میزند و نمیگذارد که این قلب و عقل در مسائل اظهار نظر کند و حکم بدهد.
مراد از عقل در آیات قرآن
روی این حساب، آنچه از آیات قرآن استفاده میشود این است که عقل یک نیرویی است که خداوند متعال در وجود انسان قرار داده است، و این نیرو بنابر همین ادلۀ نقلیّه هم حجت است و خداوند این حجّیت را از عقل منتزع کرده است. لذا میبینیم روایاتی که در مقام عقاب و عتاب و ثواب است تدبر را ملاک عقاب و ثواب قرار میدهد که چرا تدبر نمیکنند؟! اگر تدبر عقل حجّیت ذاتیّه نداشت خداوند متعال بر ترک آن عقاب و عتاب نمیکرد.
اگر بگویید: این حجّیت عقل، حجّیت انضمامی است و شروطی دارد و بهواسطۀ آن شرایط، حجت میشود.
میگوییم: صحبت در این است که اوّلاً بلا اول خداوند متعال قبل از قبول رسالت و قبل از اینکه کسی بخواهد مسلمان بشود، افراد را مورد عتاب قرار میدهد و میگوید که چرا با عقلتان در این قرآن تدبر نمیکنید؟! این خطاب به مشرکین قبل از قبول رسالت تعلق گرفته است که چرا با این عقلتان به پیغمبر و قرآن اعتقاد پیدا نمیکنید؟! اگر حجّیت این عقل ذاتی نبود و منضمّ به تأیید از نقل و بعث و امثالذلک بود، دور لازم میآمد؛ بهجهتاینکه آنها میتوانستند بگویند: ما این کتاب را قبول نداریم تا اینکه بخواهیم در این کتاب نظر کنیم! بلکه خود حجّیت این کتاب مستند به عقل یا به قبول و امثالذلک است.1
حجّیت ذاتی عقل در قضایای کلّیه و عدم إشراف آن به مسائل جزئیه
روی این حساب، حجّیت عقل بنا بر آیات و روایاتی که بعداً میآید، حجّیت ذاتی است؛ منتها همانطورکه در این آیات هم آمده است، بهواسطۀ انکار و شوائب نفسانی و ورود در عالم کثرات و امثالذلک، روی این عقل پوشیده میشود و چهبسا این عقل دیگر آنطورکه باید و شاید در مسائل حاکم نیست و جهتی از جهات، این عقل را باز میدارد.
آنوقت در جایی که شبهه باشد و ما نتوانیم آن حکم عقلی را استنباط کنیم،
- جهت اطلاع بیشتر پیرامون این مطلب رجوع شود به نور ملکوت قرآن، ج ٢، ص ٤٣٤.
